?
| صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم | ||
|
استعمارگران نظام سلطه در جهان آن زمان برای سلطه بر کشورهای مسلمان سالها زبان عربی آموختند تا بتوانند بر مفاهیم کتاب مسلمانان مسلط شوند آنها فهمیده بودند که در زمانهای مختلف آیات این کتاب را گروهی از عالمان و روحانیان تفسیر می کردند آنها دریافتند رهبرانشان هوشیاری لازم را برای مبارزه علیه سلطه گران دارند لذا آنها اول دولتمردان آنها را زیر نفوذ و تسلط خود گرفتند. این سلطه گران با دست بردن در جیب کشورهای جهان سوم به پیشرفت و ثروت رسیدند و با نفوذ در آن کشورها ادعا کردند اگر این کشورها می خواهند مثل ما پیشرفته شوند باید اول فرهنگ ما را بپذیرند آنها با ادعاهای واهی حقوق بشر، دموکراسی، امنیت جهانی و بی حجابی و همجنس بازی خود را برتر از انسانهای دیگر نشان دادند تا اراده برخی انسان های ضعیف و مسئولانی که درون دولتها ضعف شخصیت دارند را تحت فرمان خویش بگیرند. هر زمانی هم که آمریکائیان با تهدید، وابستگی و قدرت نظامی نتوانستند به این هدف خود برسند با حیله گری از طریق مذاکرات و توافقات و با همکاری همین غرب زده های بی هدف و بدون آرمان به خواسته خود رسیدند.
امروز وظیفه سنگینی از جانب خداوند به مردم ایران محول شده است و آن حفاظت از پیروزی بزرگترین و با شکوهترین انقلابی است که از اسلام ناب سرچشمه گرفت و به سرانجام رسیده تا در چشم مسلمانان و مستضعفان جهان نشانی باشد از بزرگی خالق جهان. اما بزرگی انقلاب زمانی ارزشمند و خیره کننده است که برای خدا و در راه اهداف اسلام و هدایت انسانها و ظلم ستیزی باشد تا طرفدارانش روز به روز بیشتر شوند و در جای جای جهان تکرار شود و کوچکی آن زمانی آشکار خواهد شد که انقلاب به انحراف کشیده شود و ارزش های انقلاب به فراموشی سپرده شود مسئولانی سر کار بیایند که حرف حق را افراطی بخوانند زورگوئی را تمدن جهانی بنامند کربلا را درس مذاکره بدانند و خداوند را از محاسبات سیاسی خود کنار بگذارند. امروز در داخل و خارج از ایران کسانی هستند که هنوز از برجام و مذاکره مجدد با دولت جدید و تروریست آمریکا دفاع می کنند که کینه توزترین و دشمن ترین دشمنان به انقلاب و مردم ایران هستند، بعد از هفت سال و نیم مذاکره با آمریکا برجامی که باید نشانه قدرت و اقتدار ایران و ذلت و درماندگی آمریکائیان می بود اینک به پاشنه آشیل آمریکا و غرب برای زیاده خواهی سلطه گران از ایران تبدیل شده است.
آقای روحانی از تدبير حرف مي زند ولي هيچوقت تدبير مناسبي ندارد درد تدبیر روحانی درد نظام است حسن روحانی نه خودش را می شناسد نه تدبیرش را می شناسد و نه شخصیت اش را می شناسد البته آقای روحانی اگر بخواهد خودش را بشناسد یک آینه او را کفایت می کند ولی اگر بخواهد تدبیر و شخصیت نداشته اش را بشناسد باید ویژگی های شخصیتی خودش را که عدم شناخت خویشتن و اصول نیازهای طبیعی و معنوی و شیوه های صحیح تأمین آنهاست را بیاموزد که به اسارت تدبیر و عقل و رکود اندیشه اش با خیالات اش همراه شده است. [ دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۹ ] [ 5:41 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]
|
||
| [ طراحي : افسران جوان جنگ نرم ] [ Weblog : jnarm.blogfa.com ] | ||