?
صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم
جديدترين مطالب
آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ
لينک همسنگران

قال الله تعالی فی کتابِ : أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ) آیا پنداشتید شما را بیهوده آفریدیم و آنکه به سوی ما باز نمی گردید.

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل ز احوال دل خویشتنم

ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمائی وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

طی شد این عُمرِ گران تو دانی به چه سان

فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات

همه گفتند: کنون تا بچه است

بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش

فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن

من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن

نتوان فارغ و وارسته زغم همه شادی دیدن

همچو مرغي آزاد هر زمان بال گشادن

سر هر بام كه شد خوابيدن

من نپرسیدم هیچ كه پس از اين ز چه رو بايدم ناليدن

هيچ كس نيز نگفت زندگي چيست چرا مي آييم

بعد از این چند صباح به چه سان بايد رفت

به كجا بايد رفت با كدامين توشه به سفر بايد رفت

من نپرسيدم هيچ كس نيز به من هيچ نگفت

نوجواني سپري گشت به بازي به فراغت به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات

بعد از آن باز نفهميدم من كه چه سان عمر گذشت

ليك گفتند همه كه جوانست هنوز بگذاريد جواني بكند

بهره از عمر برد كامروايي بكند

بگذاريد كه خوش باشد و مست

بعد از اين باز او را عمری هست

يك نفر بانگ بر آورد كه او

از هم اكنون بايد فكر آينده كند

ديگري آوا داد كه چو فردا بشود فكر فردا بكند

سومي گفت همانگونه كه ديروزش رفت

بگذرد امروزش، همچنين فردايش

با همه اين احوال من نپرسيدم هيچ

كه چه سان دي بگذشت

آن همه قدرت و نيروي عظيم به چه ره مصرف گشت

نه تفکر نه تعمق و نه انديشه دمي

عمر بگذشت به بی حاصلي و مسخرگي

چه تواني كه زكف دادم مفت

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت

قدرت عهد شباب مي توانست مرا تا به خدا پيش بَرَد

ليك بيهوده تلف گشت جواني هيهات

آن كساني كه نمي دانستند زندگي يعني چه

رهنمايم بودند عمرشان طي می گشت بیخود و بیهوده

و مرا مي گفتند كه چو آن ها باشم

كه چو آنها دائم فكر خوردن باشم

فكر گشتن باشم فكر تأمين معاش فكر ثروت باشم

فكر يك زندگي بي جنجال فکر همسر باشم

كس مرا هيچ نگفت

زندگي ثروت نيست زندگي داشتن همسر نيست

زندگاني كردن فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت

اي صد افسوس که چون عمر گذشت معني اش مي فهمم

حال مي پندارم هدف از زيستن اين است رفيق

من شدم خلق که با عزمی جزم

پاي از بند هواها گُسَلَم

گام در راه حقايق بنهم با دلي آسوده

فارغ از شهوت و آز وحسد و كينه و بخل

مملو از عشق و جوانمردي و زهد

در ره كشف حقايق كوشم

شربت جرأت و امّيد و شهامت نوشم

زره جنگ براي بد و نا حق پوشم

ره حق پويم و حق جويم و پس حق گويم

آنچه آموخته ام بر دگران نيز نكو آموزم

شمع راه دگران گردم و با شعله ي خويش

ره نمايم به همه گر چه سرا پا سوزم

من شدم خلق كه مثمر باشم

نه چنين زائد و بي جوش و خروش

عمر بر باد و به حسرت خاموش

اي صد افسوس كه چون عمر گذشت معنيش مي فهمم

كاين سه روز از عمرم به چه ترتيب گذشت

در کودكي بازی در جوانی مستی در پیری سُستی پس کی خداپرستی؟

بر گرفته از دکتر شریعتی

من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن نتوان فارغ و وارسته زغم همه شادی دیدن


برچسب‌ها: عمر گران
ادامه مطلب
[ شنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۱ ] [ 5:55 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

درباره وبلاگ

سی و شش سال قبل امام خمینی (رضوان الله تعالی) از میان ما رفت ما مردم ایران با شکوهی بزرگ و بی نظیر او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم ولی این اندوهی بزرگ بر دل هایمان برجای گذاشت اندوهی برای ما و شادی برای او، چرا که مرگ حق است و بازگشت به سوی پروردگار، اما ما مردم ایران مومن ترین بنده خدا در زمان معاصر را از دست دادیم.
همه ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و بیشتر گناهان ما از آنجاست که این واقعیت بزرگ یعنی مرگ را فراموش می کنیم هزاران انسان از اول پیدایش آمدند که حال نشانی از آنان نیست برخی انسان ها به راه راست هدایت یافتند و برخی نه، چند صباحی دیگر قطعا هیچکدام از ما نیز در این دنیا نخواهیم ماند و به سرای دیگر خواهیم رفت پس باید بکوشیم در کار نیک که تنها چیزیست که با خود خواهیم برد و از تاریخ عبرت بگیریم که کسانی که از گذشتگان خود پند نگیرند خود عبرت دیگران خواهند شد.
این که بر رفتن امام راحل بگرییم موجه است اما این تمام دِینِ امام راحل بر گردن ما نیست بلکه تداوم و ماندن در راه او که راه خداست اصل است اینک حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رهبر عظیم الشأن مسلمانان جهان و جانشین امام راحل، راه او را که همان راه خداست را ادامه می دهند و مسلمانان همه عالم را بر زمین سرافراز خواهند ساخت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان یادگاری در تاریخ بشر از حکومت مقتدر الهی بر زمین باقی بماند.
باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد امامی که خود را در محضر خدا می دید استقلال و منیَتی نه برای خود و نه برای دشمنان خدا نمی دید برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.
نواي وبلاگ
طراح قالب

لوگوي حمايتي

امکانات وب