?
صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم
جديدترين مطالب
آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ
لينک همسنگران

مادرم عین خوشبختی بود و قوه قضائیه آقای خامنه ای...

همه رفتند، گذر زمان هم جونیمو گرفت هم عزیزانمو گرفت، انگار خواب بود وقتی به خودت میای میینی همه چیز تموم شده همه چیز، مرگ تلخ مادرم ضربه مهلکی بود که زندگی من را به طرز وحشتناکی تحت تاثیر قرار داد هنوز باور ندارم مادرم چه گناهی کرده بود که اون طور ناجوانمردانه زیر دست تیغ جراحی یک دکتر پول پرست جراح پرپر بشه، که اصلا لازم نبودعمل بشه مادرم برای من مثل یک خواب بود یک خواب شیرین، مادرم عین خوشبختی بود.

از یک جائی به بعد مجبور میشی تو زندگی ات با خاطراتت سر کنی از یک جایی به بعد نگاه عاشقانه مادرت میشه بزرگترین حسرت زندگی ات، از یه جایی به بعد برای دیدن مادرت باید چشمهاتو ببندی تا صورت با وقارشو در وجودت احساس کنی، مادرم چه نیک زنی بود کلامش نیک وجودش نیک نگاهش نیک معرفتش نیک، انگار کسی میخواد بهت بگه زندگی همین رفتنی هاست، انگار قراره بفهمی همه سهم ات از زندگی همین از دست دادن هاست، همه سهم ات از زندگی چند تا آلبوم عکس و چند تا گلدان شمعدانی است و بس ، تنها دو روز در سال است که نمی تونی هیچ کاری بکنی یکی دیروز یکی فردا، مثل الان من ، من به استاندار مشهد ایمیل زدم که یک دکتر پول پرست حرام خور به نام غلام حسین کاظم زاده در بیمارستان آقا امام رضای(ع) مشهد مادرم را زیر عمل جراحی که همه دکترها در تهران عمل جراحی را سهم مهلک میدانستند به مادرم می گوید یک رگ اضافی خدا در کشاله ران آدم گذاشته برای چنین وقتی ، به مادرم می گوید من پای تو را عمل میکنم و رگ کف پای شما را با یک کمی از رگ کشاله ران تان عوض می کنم و درد کف پایتان برای همیشه خوب میشود و زیر عمل جراحی مادرم را می کشد.

من که به استاندار مشهد ایمیل زدم به خاطر امر به معروف و نهی از منکر بود وگرنه قسمت 36برنامه حساس نشو دقیقه پنج اش را ببینید تا بفهمید رهبری مملکت را به چه روزی انداخته است استاندار مشهد سه نفر را به بیمارستان می فرستد تا کار مرا دنبال کنند ولی دیگر دنبال کار من را نمی گیرند و من هم دیگر دنباله نامه را رها می کنم تا اینکه دکتر خائن کاظم زاده برای اینکه من شکایت نکنم و یا پرونده اش سیاه نشود سه تا وکیل پایه یک دادگستری می گیرد و آنها از نامه من به استاندار مشهد نامه ای می نویسد و می گویند در این نامه من به استاندار مشهد به دکتر کاظم زاده فحاشی و او را تهدید کرده ام و قاضی مرا به دو سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی محکوم می کند هر چقدر به قاضی التماس کردم شما نامه من به استاندار مشهد را بخوانید ببینید کجا من تهدید و فحاشی کردم اصلا نامه من به استاندار را لای پرونده نگذاشته بودند و قاضی که پسر مادرش بود و پدرش معلوم نبود چه کسی بود گفت اون نامه ای که به استاندار مشهد نوشتی مهم نیست نامه اینها مهم است.

یازده سال است هزاران هزار نامه به رهبری و قوه های قضائیه نوشتم ولی اکثر اطرافیان خامنه ای و خودش نه قدرتش را دارد نه تمایلش را دارد و نه شجاعتش را دارد به والله قسم خامنه ای یک ذره از شجاعت امام خمینی (رضوان اله تعالی) را ندارد مگر چند سال تبعید در سیستان به آدم لیاقت هر کاری را می دهد من با اینکه جانباز صد در صد از کار افتاده بسیجی هستم و از زمان آزادی خرمشهر در جنگ تن به تن گلوله کالیبر50 خوردم 44 سال است در گوشه اتاقم افتاده ام ننگم می آید رهبری ترسو داشته باشم،خامنه ای حتی به قاضی ها علم قاضی داده است تا به این طریق قاضی و بازپرس می تواند مدارک پرونده را دور بریزد و خودش با حدس و گمان خودش حکم بدهد من تعجبم چنین آدمی رهبر ما باشد و فکر نکنم خامنه ای به این درجه از معنویت رسیده باشد که معنی این حرف مرا بفهمد : به راستی اگه میعاد نباشه رفتن چه سود؟ اگه دریا نباشه ساحل چه سود ، اگه معشوق نباشه عاشقی چه سود؟


برچسب‌ها: قوه قضائیه کثیف ایران
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ ] [ 2:41 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

شیوه جنگیدن در صحنه مذاکرات

در مذاکرات دیپلماسی بخش عظیمی از ارتباطات و تعهدات مستند به گفتارها و سخنان هستند و ساختارهای بیانی آسان ترین راه برای پیروزی در یک نبرد مذاکراتی و حیاتی ست چرا ایران باید توافقنامه ای را امضا کند که دشمنانش را در باره ایران به طمع بیشتر بیاندازد؟

شیوه جنگیدن و چگونگی آن اهمیت فراوانی برای بقای یک ملت دارد و در اصل جنگ مرگ و زندگی، شرافت و عزت و فرهنگ یک ملت در میان است اینجاست که شیوه جنگیدن در صحنه مذاکرات که همان صحنه واقعی جنگ است باید به چشم یک جنگ واقعی و تمام عیار نگریسته شود.

ذات استکبار و دیکتاتوری این است که قدرتش را با زورگوئی و جنایت و حیله گری و دست آخر که قدرت نظامی و تحریم هایش به نتیجه نرسد متوسل به مذاکره می شود، آمریکائی ها پیام مذاکره و توافق از طرف هر دولت و گروهی را نشانه ضعف و ناتوانی آنها می دانند.

مذاکره و توافق با آمریکا با پیشرفت ایران در یک جا نمی گنجد، مذاکره با آمریکا با استقلال ایران جور در نمی آید، عزتمندی مردم ایران در تحقیر کردن آمریکا و ترساندن او و ایادی اروپائی و منطقه ای اش، بی تردید از گذر مقاومت رقم خواهد خورد نه مذاکره و توافق.

آمریکائیان بعد از اینکه پی بردند خون شهدای ما از خودِ شهدا برای آنها خطرناک تر است به فکر مذاکره با ایران افتادند چون این خون ها بود که باعث تکثیر تفکرِ فرهنگ انقلابی مردم ایران و افزایش روحیه و مقاومت مقدس آنها می شد و همین تفکر انقلابی مردم ایران است که از همه بمب های اتمی برای آمریکائیان خطرناکتر است.

امروز دنیا در حال تحولی عظیم است تحولی که برخواسته از فطرت ذاتی بشر است فطرتی که شاید با گرایش به مادیات هستی کمرنگ شود ولی هرگز خاموش نخواهد شد.

امروز انقلاب اسلامی در حال بیدار کردن فطرت ‌های خاموش انسانهاست، بی شک این اتفاق، جامعه‌ های برگرفته از میل‌ های نفسانی را نابود خواهد کرد که نمونه بارز و نقطه متورم این پدیده ظاله فرهنگ آمریکاست و این جامعه به زودی از درون متلاشی خواهد شد و این سونامی تمام عالم را خواهد نوردید.

تنها کشورهایی که کامل ‌ترین وجامع ‌ترین برنامه را برای انسان ارائه می‌ دهند و بر اصول الهی استوار است باقی خواهند ماند و منبع این مکتب الهی جامعه شیعه است و مرکز آن جمهوری اسلامی ایران، که روز به روز در حال شکوفایی است چرا که بر مکتبی الهی استوار است و با برنامه پویا در حال رسیدن به قله‌ های الهی است.

انقلاب اسلامی ایران پرچم مکتبی را بلند کرده که بر پایه حق و عدالت است و ریشه در مکتب پاک‌ ترین انسان ‌های عالم خاندان مطهر اهل بیت عصمت و طهارت پیامبر خاتم (ص) آن عزیز هستی و یگانه عالم دارد، بی ‌شک پیروزی در انتظار این امت است.

باید عوامل قدرت انقلاب را بشناسیم و بدانیم به چه کسانی رای دهیم چون این قدرت و مقام اگر در خدمت به محرومان به کار گرفته شود زیباست برای مردم ایران آزادی، استقلال، عزت و احترام، نفی سلطه طلبی و ظلم ستیزی چیزهائیست که به اندازه خود زندگی اهمیت دارد.

انقلابی بودن یعنی مردم را در جهت آرمان های والای انسانی الهی به حرکت در آوردن، تفکر انقلابی مدیون انقلابی است که امام راحل پرچمدار آن بود تفکری که سرمشق حال و آینده ماست، در این زمانه ما تفکر انقلابی نداشتن و با تفکر انقلابی کار نکردن نه می تواند ضامن تداوم امنیت باشد و نه ضامن بهبود اقتصاد کشور، زیرا انقلابي بودن چنان قدرتي به انسان مي دهد که مي توان براي مذاکره با ابرقدرت ها پيش شرط گذاشت.

این تفکر انقلابی است که می تواند به یک انسان کمک کند هر مشکلی که ذهن او را به خودش مشغول کرده را کاملا حل کند، انقلابی بودن يک جز مهم از بزرگواري يک انسان است که متاسفانه برخی سازش کاران فاسد درون دولت مسعود پزشکیان از داشتنش محروم اند.

آیا این نتیجه وصیت نامه امام راحل است که این دولت در پیش گرفته آیا اینها از تاریخ عبرت نمی گیرند؟ امام قیام کرد و با دشمنان و منافقان انقلاب جنگید تا لیبرال ها در راس امور نباشند حال می بینیم که اکثریت مسئولان دولتی کسانی هستند که اگر دشمن شناس باشند اسلام شناس نیستند و اگر هم اسلام شناس باشند دشمن شناس نیستند.

مسئولینی که سواد سیاسی و عزت نفس و غیرت ملی و مذهبی ندارند این مسئولان سواد کافی برای حرف زدن و شعور کافی برای سکوت کردن ندارند، اینها شخصیتی انقلابی ندارند و نمی توانند از شخصیت انقلاب دفاع کنند، لذا در این دولت حرف حق فراموش و ارزش های انقلاب به انحراف کشیده می شود چون عده ای دارند ملت را از باور انقلابی تهی کند.

قدم گذاشتن در راهی که دولتمردان اصلاحات و سازندگی و حسن روحانی بی تتدبیر رفتند و نسبت به ارزش‌ های انقلاب بی ‌توجهی کردند عاقبت خوشی برای مردم ایران نداشت و تا زمانی که این لیبرال ها تحت عنوان اصلاح‌ طلب و کارگزارانی و اعتدالی و هر اسم دیگری و با همین تفکر مسعود پزشکیان ها در کشور نفوذ و قدرت دارند نمی ‌توان برای کشور کاری کرد مگر می شود مسئولان لیبرالی را سر کار آورد و توقع فیش های نجومی و رانت خواری را نداشت؟ امروز تمام مشکلات اقتصادی ما در اثر حاکم شدن همین تفکر دولت مسعود پزشکیان هاست که 90 درصد مدیران ما را شامل می‌ شود.


برچسب‌ها: مذاکره با آمریکا ممنوع
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ ] [ 5:17 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

رئیس جمهور شدن چیز خوبیست

رئیس جمهور شدن چیز خوبیست، چون باعث می شود خصلت های زشتی که طبیعت برای یک آدم در نظر گرفته را مخفی کند، رفتارهای زشت، سخنان تکراری و بی هدفِ مسعود پزشکیان، نشان می دهد بی گفتمان ترین و بی هدف ترین دولت جمهوری اسلامی ست.

او بدون عقیده و هدفی مدون برای اداره کشور است، همیشه ادله هایش سُست و ناعادلانه، نظراتش پر از شبهات ضد انقلابی و تمردش از ارزش های انقلاب اسلامی رندانهِ خیانت گونه است.

او ذاتا همانند یک علف هرز است، که به طور طبیعی رشد کرده و یاد گرفته زنده بماند، نه کسی او را هَرس کرده و خودش هم نتوانسته شخصیت بی هدف خودش را هَرس کند، هفتاد سال عمر کرده و تقریبا به پایان عمر خودش رسیده ولی هنوز به پایان انتخاب خودش نرسیده است، به طوری که جلو حکم خدا که حجاب است را می گیرد.

مسعود پزشکیان این علف هرز توسط بذل و بخشش مقام رهبری به ملت ایران تحمیل شد، بذل و بخشش رهبری دشمنان ما را دلیر کرد و ما فدائیان رهبری را ذلیل.

و من به عنوان یکی از طرفداران دکتر سعید جلیلی ;iجانباز بسیجی قطع پا هستند معتقدم ارزش انسان به چیزی که به آن دست می یابد نیست بلکه به هدفی است که میل وصول به آن را دارد همانند هدف پاکی که شهید رئیسی در دل پاک اش برای رفع فقر و پیشرفت ایران می پروراند.

آقای مسعود پزشکیان فرار از علت و انکار هدف وجود ندارد چون همانطوریکه همه ما می دانیم انکار هدف بدون تدبیر و برنامه مدون داشتن، برای اداره کشور نمی تواند کارآیی داشته باشد، حتی هدف می تواند گمراه کننده باشد و این تدبیر و کیاست و سیاست باورهای ماست که ما را به هدف مان می رساند و شکوفائی اقتصادی و نظامی و فرهنگی و غیره... می آورد.

رئیس جمهور شدن چیز خوبیست چون باعث می شود خصلت های زشتی که طبیعت برای یک آدم در نظر گرفته را مخفی کند

شما به خاطر نداشتن هیچ هدفی در زندگی الان یک سال است مردم و مملکت را به این روز انداختید، شما به خاطر نداشتن هدف، الان مستاصل و درمانده شده اید، هدف شما و دولت شما (دولت سوم روحانی) فقط می خواهید با کدخدایتان مذاکره کنید، ولی این هدف است که انسان را هدایت می کند.

یا برعکس هدف ممکن است گمراه کننده باشد، مثل مذاکرات بی ارزش شما و آمریکائیان و غرب و نامه خیانت آمیز شما به ترامپ برادر، آری هدف بی ارزش شما فقط مذاکره بی مقدار شما، با آمریکائیان بی مقدار است.

آقای مسعود پزشکیان روی چه اهدافی، هدف شما به کار برده می شود؟ چون هدف می تواند برای یک جاسوس و خائن هم تعریف خودش را داشته باشد، نیمی از مردم ایران که احساساتی رای می دهند وعده های دروغ و فریبنده شما را شنیده و باور کردند و بدبختانه الان همه مردم دارند چوب انتخابات قومیتی و استان های سنی نشین ما را می خورند.

مسعود پزشکیان این علف هرز توسط بذل و بخشش مقام رهبری به مردم ایران تحمیل شد

مهم اینه هر چی اتفاق افتاده دلیلی داشته، کاش جواد ظریف این معنا را می فهمید که خنده زیاد عقل را ضایع میکند، و کم خندیدن به وزیر جذبه بیشتری می دهد، این ظریف بی عقل ترین ، غرب زده ترین ، و ساده لوح ترین انسان روی زمین است و همچون مسعود پزشکیان دو عنصر نامطلوب در فضای سیاسی ایران هستند.


برچسب‌ها: پزشکیان بی هدف است
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 21:32 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

دشمنان ما به کمال، از ایران ترسیده اند

آمریکا و انگلیس و اسرائیل بسیار ناپایدار شده اند و در اشتباهات خود غوطه ور شده اند، آنان به کمال از ایران ترسیده اند.

از آن زمان که پای اجنبی به کشور ما باز شد خیلی ها فریفته زندگی در غرب شدند، سیاست جدید دشمنان ما، تقدیر تازه ای است که معلوم نیست ما را تا کجا پیش ببرد، کشور ما در قدیم مهاجمان و دشمنان زیادی به خود دیده است، اما اینها از جنس دیگری هستند در ظاهر آدم اند، دست و پا و زبان دارند ، ولی در باطن یک شیطان قدرتمند جهانی اند که قصد دارند ارزش های قدیم دل را نابود کنند، انسان ها را از ارزش های الهی، انسانی و روحانی تهی کنند و در منجلاب های جنسی و فساد افسار گسیخته جنسی غرق کنند، هدفشان اول مسلمانان است.

دشمنان درست به تقدیر ما جست زده اند، چیزهایی از ما می خواهند که نتوانیم به آنها بدهیم، هر چیزی هم که ما به آنها بدهیم، باز هم راضی نمی شوند، مدام معماهای محال برای ایرانیان درست می کنند، در حالی که ایران خود کلید معماهای محال است.

تنها قدرت آنها تا الان فقط تصویب قطعنامه ها و بیانیه های بی اهمیت بوده است، آنها نه حریف قدرت ایران هستند و نه حریف سخن منطقی ایران.

مردم ایران برای دفاع در عصر بی خبری قاجار و زمانهِ وابستگی پهلوی ها و در دفاع از شرف و تمامیت ارضی خود، در گروگان قدرت های بزرگ، نظیر شوروی، انگلیس و بعدها آمریکایی ها بودند و این نیروی ملی مذهبی سپاه بود که به موازات پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی ایران، سیر پیشرفت قدرت ملی ایرانیان را نمایان تر ساخت.

سپاه بود که به موازات پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی ملی ایرانیان را نمایان تر ساخت.

بارخدایا تو را هزاران هزار بار شکر می کنیم، کدام ملت است که خداوند آنها را همانند ما ملت ایران نعمت داده باشد، الهی تو را شکر می کنیم که چشم و گوش و بدنی سالم به ما دادی، و به ما نیرو بخشیدی تا به انقلاب اسلامی که برای آن زحمتی نکشیده ایم و تو به قدرت خود آن را به ما ارزانی داشتی خدمت کنیم، و به وسیله آن بتوانیم دین تو را یاری کنیم و به جهاد علمی و فرهنگی در راه تو قدم برداریم، و شعار ما می توانیم امام راحل را به یک باور ملی تبدیل کنیم.

پروردگارا تو را سپاس که به قدرت خود دشمنان ایران را درهم شکستی و آنها را ناامید کردی، این پیروزی تنها یکی از نعمت هائی است که تو به انقلاب اسلامی ارزانی داشته ای و ما نعمت های بی شمار تو را سپاس می گوئیم و از فراموش کاران نیستیم، درود به مومنان راه انقلاب که ایمان شان به هدیه خداوند، آمریکا و رژیم خونخوار اسرائیل را به شکست کشانده است.

هنر رهبری شکستن قدرت‌های بزرگ، تحقیر آمریکا و پیروز کردن مسلمین است، هیچ انقلابی بدون بزرگ مردی که آن را رهبری کند پایدار نمی ماند و جمهوری اسلامی ایران بر اساس سنت های تغییر ناپذیر الهی، به عنوان نمادِ پیروزی حق بر باطل در دوران معاصر جلوه گر شد، تا به عنوان یادگاری از حکومت مقتدر الهی در جهان باقی بماند، انقلابی که تجلی قدرتِ اراده ایمان بندگان مومن خداوند، و الگوئی برای بشریتِ تشنه عدالت و آزادی و امنیت ماست.

ما به مصائب خدا در سنگ اندازی دشمنان صهیونیستی و اقدامات تروریستی استکباری آمریکا و ایادی ذلیل اروپائی و منطقه ای اش صبر پیشه می کنیم که خداوند دوستدار صابران است،.

شکوه و عظمت انقلاب اسلامی در بین جهانیان چنان شده که آوازه آن، توجه و نگاه همه مسلمانان منطقه و جهان را به ایران اسلامی جذب و شیفته خود کرده و مورد توجه و عظمت دین خدا قرار گرفته است.

این کار جوانانی انقلابی می خواهد که پای شان به فرمان مقام معظم رهبری است، آنها به دست پر و خالی فکر نمی کنند، چرا که آنها به اطاعت دلخوش اند، همین که پایشان به فرمان رهبری ست برای شان کافی ست.

شهدا هیچوقت اندوهگین نمی شوند چون جان خود را در راه حفاظت از دین خدا از دست داده اند و در معامله با خدا کسی ضرر نمی کند، خدا کند انشالله زندگانی ما تا دوران اقتدار انقلاب اسلامی ایران در تمامی نقاط جهان تداوم داشته باشد.

خداوندا، سپاس تو را که ایران ما را محل آسایش و پناهگاهی امن، برای ما ملت ایران قرار دادی، خدایا تو را به کلام مقدس ات، تو را به شان نزول آیاتت، تو را به اعتبار و احترام پیامبرت، انقلاب اسلامی را پیش مردم خوار و خفیف مکن، یا جانمان بگیر یا سرافراز مان کن.

ای خدای بخشنده و مهربان که به همین نام لقب گرفته ای شکر و سپاس ما را قبول کن، آمین یا رب العالمین.


برچسب‌ها: ترس آمریکا از ایران
ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 1:8 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

طلبه‌ ای که بنده خدا بود به عرش رسید

طلبه‌ ای که بنده خدا بود و فقط برای خدا سر خم کرد و به عرش رسید و شاهنشاهی که بنده غیر خدا بود و برای غیر خدا سر خم کرد و به حضیض ذلت کشیده شد، تفاوتشان در نوع سر خم کردنشان بود یکی برای خدا و دیگری برای غیر خدا .


برچسب‌ها: بنده خدا یا شیطان
ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 21:18 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

رانده شدن کشتی حجت حقانیت ایران بر نوک اشتباهات آمریکا

اگر امریکائیان به عقلانیت کامل در مورد مردم و نظام ایران رسیده باشند دیگر نخواهند گذاشت که ایران کشتی حجت حقانیت خودش را بر نوک اشتباهات آمریکائیان براند، ولی ظاهرا این طور نیست و آنها از سر استیصال و ناچاری به این مذاکرات غیر مستقیم تن داده اند، چون دیگر نمی توانند همچون گذشته با رسانه های جهنمی و جهانی شان دروغ هایشان را تفسیر کنند.

آنها در یمن ضربه کاری را از ایران خورده اند و این نشان می دهد که باذن الله امدادهای غیبی هنوز هم از این نظام مقدس حفاظت می کنند،

عقل برتر در عدم اظهار به تیزهوشی ظاهر می شود، صدای برتر در سکوت متجلی می شود و سیاست برتر در عدم آشکار ساختن تصمیم نهفته است، ولی آقای حسن روحانی با برملا کردن تصمیم خود به اینکه آمریکا، کدخدای جهان است، سیاست خود را آشکار ساخت و همان اول بازی را باخت و شش سال مثل یک کبوتر خیس زیر باران گوشه حیاط ایستاد.

سیاست گاهی چپش راست است و گاهی راستش چپ است، دولت حسن روحانی باید آمریکائیان را در عطش یک مذاکره نیم ساعته ماهها به انتظار می گذاشت، ولی آقای روحانی با برملا کردن اینکه آمریکا کدخدای جهان است و تماس تلفنی اش با اوباما و با ولعی که دولت او برای مذاکره با آمریکا از خود نشان دادند همان ماههای اول بازی را باختند.

ایرانیان در قبال چپاولگری ها و تجاوزات آمریکا در موقعیتی بسیار بزرگ تر، در مبارزه ای به وسعت یک جبهه جهانی و در مقابل جبهه باطل ایستاده اند، نه در موقعیت یک معامله برای بده بستان هسته ای و یا کم و زیاد کردن مقدار ناچیزی از تحریم ها.

در سنت انقلاب اسلامی سازش با مستکبر جائی نداشت همه دولت ها در ایران جدا از هر سلیقه ای که دارند تکلیفی دارند که باید خدمت به مردم را همراه با اهداف انقلاب جلو ببرند، این دولت ها چه پیروز شوند یا نشوند، مُکلف هستند مقابل ظلمی که به انقلاب و مردم ایران می شود بایستند، چون انقلاب برای برداشتن ظلم آمده نه قبول ظلم، این سنت و قانون انقلاب است و هر دولتی که طبق قانون انقلاب زندگی نکند طبق همان قانون شکست می خورد.

دشمنان داخلی و خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باید بپذیرند که مردم عزتمند و آرمانگرای ایران هر زمانی که ببینند دشمنانشان به حق عمل نمی کنند و از باطل هم دست نمی کشند ، بیشتر در راه حق گام بر می دارند و به دیدار خداوند و به جهاد در راه خدا می شتابند، چرا که مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز مایه دلتنگی نمی بینند.

زمانیکه حق سر به زیر است، زمانی که دین و مروت پایمال و زبون و اسیر باشد، مهر به لب نهادن گناه است و خاموشی بدترین اشتباه است، چرا که این اساس و مرام حسین است، روح و رمز قیام حسین است ، یا که آزادگی یا شهادت، حاصلی از کلام حسین است، شیعه حسین همین سان غیور است که تا ابد از زبونی به دور است، خدایا : شیعه و تن به بیداد دادن؟ شیعه و مهر بر لب نهادن؟ شیعه و در مذلت فتادن؟ شیوه شیعه هرگز نه این است، شیعه نبود هر آن کس این چنین است، واندر آنجا که ظالم به مستی بر سر خلق می کوبد آزاد، واندر آنجا که ظلم و بیداد می کشد از قلب مظلوم فریاد، راستی زندگی ناگوار است، مرگ بالاترین افتخار است، زآن شهید سر از دست داده، زآن فداکار در خون فتاده، جاودان آید این بانگ پر شور لا اری الموت الا سعاده.

عقل برتر در عدم اظهار به تیزهوشی ظاهر می شود، صدای برتر در سکوت متجلی می شود و سیاست برتر در عدم آشکار ساختن تصمیم نهفته است


برچسب‌ها: کشتی حجت حقانیت ایران
ادامه مطلب
[ یکشنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 3:24 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

قلب تپندۀ انقلاب اسلامی

زمانی که امام خمینی (رضوان اله تعالی علیه) در پانزده خرداد سال1342 آن طور با صلابت و غرور آمیز نغمه های انقلاب را ساز کرد، حماسه جاویدان انقلاب اسلامی ایران رقم خورد و پانزده سال بعد آن آوا ، ترانه غیرت مردم مسلمان ایران شد.

قلب تپندۀ انقلاب اسلامی صبح روز دوازده بهمن سال1357 در ساعت۹:۲۷ دقیقه داخل هواپیمایی بود که در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشست، موعدش رسیده بود، در بزرگ باز شد، امام پله ها را پیمود، حکم پیری داشت که عبا بر می کند، ورود امام عزیز برای مردم ایران حلاوت و سُکر صبح را داشت.

پرنده ای به ایران آمده بود، قلب ها در قفس سینه باب بال می زد، بال زدن پرنده بیدارمان کرد، مِهر امام شکاف انداخت و از تخته در نفوذ کرد به دلهای مشتاق عاشقانش، دیگر هیچ چیزی نمی توانست بین رشته ارادت مردم ایران به امام شان فاصله بیندازد.

این تن دیگر مال ما نیست پیش از این هم نبود از محفظه چهارم وجود پریده بود به شاخه اول، این حالت را از قبل می شناختیم وقتی شعار می دادیم، خمینی خمینی قلب ما باند فرودگاه توست، یقین آدمی ما همانی نیست که نام ما را داشت، پرده ای مخفی تر، تا موعدش نرسد پرده نمی افتد.

++++++++++++++++

دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت

آخر به کمال، ذره‌ای راه نیافت


ادامه مطلب
[ شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 3:8 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

نظامی مبتني بر ولايت فقيه

مذاکرات با آمریکائیان در دولت حسن روحانی باید نمونه و الگویی می بود برای رساندن معنويت پيام انقلاب اسلامی در عرصه نظري و مشاهده ايراني قدرتمند و عزتمند در عرصه عملي و نشان دادن نظامی مبتني بر ولايت فقيه به جهانیان برای رسیدن به ارزش های الهی، اسلامی و انسانی که برای پیشرفت بیشتر و جهش روزافزن صدور خود جوش انقلاب اسلامی لازم بود.

تکلیف ایران در مذاکرات با امریکا به وسعت یک جبهه جهانی است نه موقعیت یک معامله در مذاکرات ، مذاکرات نقطه برخورد انقلاب اسلامی و نظام سلطه است، و در دنیای کنونی باید سیاست و نظامی گری باید با هم جلو بروند.

طرف آمریکائی در مذاکرات مستقیم با ایران عزم دارد تحت هر عنوان و تحت هر مسیری در مسیر بازی مذاکره مستقیم با ایران باقی بماند.

احترام هر انسانی در بین مردم بستگی به هویت آن فرد دارد و هویت ما به دو چیز است مذهب و ملیت، دموکراسی از نظر غربیان یک تربیت فرهنگی اجتماعی سیاسی است تا به مردم یاد بدهند که فقط انتخاب کنند و با رای خود سیاست را به دست سیاستمداران بدهند و دیگر در آن مداخله نکنند، ولی ما ایرانیان معتقدیم از نظر بزرگان اهل معرفت و کیاست و سیاست، ملاک خوبی و بدی در جامعه، باورهای ملی و مذهبی مردم ماست که سالهای سال است با آن باورها زندگی کرده ایم.

همه دیکتاتورِان تاریخ در موضع ضعف به تهدیدات تو خالی متوسل می شوند و لازم باشد حتی به ظاهر به زاری و عذرخواهی هم متوسل می شوند، این دشمنان حقیر انقلاب، در داخل و خارج از ایران، اول انقلاب اسلامی را خیال می کردند بعد از مدتی باورش کردند و حالا زمانی ست که مغلوبش شده اند.

فقط تفکر انقلابی و روحیه جهادی و خصوصا مذاکره نکردن با آمریکای ترامپ می تواند تنها راه ادامه پر اقتدار جمهوری اسلامی و یگانه راه نجات اقتصاد مقاومتی ایران در زمان حال و آینده ما باشد.

وقتی یک دولتمرد ایرانی امثال جواد ظریف به شکل و شمایل یک لیبرال غربی در میاد هویت ایرانی اسلامی خودش را فراموش می کند و همیشه منتظر می ماند تا آنها برایش فکر کنند و تصمیم بگیرند، آنوقت نه یک غربی اصیل شمرده می شود و نه یک ایرانی اصیل، تبدیل می شود به یک موجود بی خاصیت و بی هویت و ذلیل.

ولی بچه های انقلابی آموخته اند که چگونه فکر کنند تا از دل آن، کاری ‌ترین ایده‌ها برای ضربه زدن بر پیکره استکباری شیطان بزرگ آمریکا بیرون بیاید، آنها نه برگشت می شناسند و نه توقف، مقدماتی راهی را که در پیش دارند از قبل فراهم کرده اند.

تفکر انقلابی مدیون انقلابی است که امام راحل پرچمدار آن بود هم از نظر شکل و استیل، و هم از لحاظ حرکات، فنون و الگوها، تفکری که سرمشق حال و آینده ماست.

مردم ایران ملتی بودند که زودتر از تمام ممالک آسیایی و خاور میانه و حتی قبل از انقلاب های بزرگ جهان و چند سال قبل از انقلاب بزرگ روسیه برای آزادی و حذف دیکتاتوران و سلاطین و استقرار مشروطه به رهبری روحانیان و سیاسیون آزادیخواه قیام کردند و هزاران شهید دادند اما به علت اختلافات داخلی و حذف روحانیون و مداخلات بریتانیا گرفتار استبداد خشن پهلوی شدند.

در آن زمان همه ملت های مشرق زمین و حتی خیلی از ملت های اروپایی همچون روسیه بیدار شدند و فهمیدند که چقدر از حیث علم و تمدن تکنولوژی نسبت به اروپائیان عقب مانده اند و در این میان کشورهایی بودند که تلاش خود را کردند.

مردم ایران به تمام ملت های دنیا ثابت کردند که تنها راه نجات کشورشان از عقب ماندگی و جهل و فقر و فلاکت، قبول تمدن فاسد و ارزش های منحط غربی و تسلیم شدن در مقابل فرهنگ و تمدن مغرب زمین در قالب حقوق بشر و دموکراسی و غیره... نیست، بلکه تنها راه، تفکر انقلابی انقلاب اسلامی ایران است تفکری که امام راحل پرچم دار آن بود.

250سال عقب ماندگی ایران در زمان پادشاهان قاجار و پهلوی چیزی نبود که بتوان آن را در مدت چهل و پنج سال و در اوج هشت سال دفاع مقدس و چند سال با تجزیه طلبان داخلی و با مبارزه ای که با انواع و اقسام توطئه ها و تهدیدها و جنگ ها و تحریم های ظالمانه شرق و غرب جهان همراه بود، به راحتی به آن دست یافت.

این پیشرفت های خیره کننده و معجزه آسا در طول چهل سال فقط با اراده و خواست خدای تبارک و تعالی و خون پاک دویست و سی هزار شهید و یک میلیون جانباز و معلول، و آرمان های امام راحل و مردم ایران به دست آمده و جهان گیر شده است.

خدا کند زندگانی ما تا دوران اقتدار انقلاب اسلامی ایران در تمامی جهان تداوم داشته باشد. انشاللهء


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 23:52 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

ظرفیت عظیم و ویرانگر مردم ایران

آمریکائیان فهمیده اند که با مذاکره مستقیم با دولت پزشکیان که اکثریت آنها پس مانده های همان دولت حسن روحانی فاسد هستند، لذا آمریکائیان با مذاکره مستقیم با دولت مسعود پزشکیان تصمیم دارند همانند دولت حسن روحانی با مذاکره مستقیم با دولت پزشکیان برگ های برنده بیشتر هسته ای و موشکی را از کشور ایران دوباره بگیرند تا بتوانند عامل تحریم های بیشتری در آینده شوند.

اگر همین الان ایران با آمریکا مذاکره مستقیم بکند و تمام شروط هسته ای، موشکی و منطقه ای آنها را قبول کند و دیگر هیچ سانتریفوژی در ایران نچرخد، ایران همه موشک هایش را به آنها بدهد، از حمایت حزب الله لبنان و حماس و یمن و مظلومین جهان دست بردارد، اگر ایران رژیم اسرائیل را به رسمیت بشناسد، حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند و دیگر اسمی از انقلاب اسلامی در دنیا نباشد و یک نظام سر سپرده همچون ربع پهلوی در ایران سر کار بیاید که زیر نفوذ خودشان باشد، باز هم دشمنی آمریکا با مردم ایران تمام نخواهد شد، چرا ؟ چون که تازه بر می گردند به زمان شاه، و این یعنی اینکه در مردم ایران یک ظرفیت عظیم و ویرانگر برای نابودی سلطه گران جهان و حمایت از مستضعفان جهان وجود دارد که اگر می خواست این ظرفیت از بین برود در این چهل و شش سالی که ظالمانه ترین جنایات، تحریم ها، تهدیدها و جنایاتی را که در حق مردم ایران انجام دادند باید این ظرفیت عظیم از بین می رفت، این ظرفیتِ بسیار عظیم و قدرتمند، برای آمریکا و نظام های چپاولگر یک خطر امنیتی اقتصادی، و برای رژیم غاصب اسرائیل یک خطر موجودیتی محسوب می شود، این ظرفیت عظیم مردم ایران است که سال های سال به انتظار یک نبرد رودرو و مستقیم با آمریکا و اسرائیل و ایادی ذلیل آنها را انتظار می کشد.

آمریکائیان و نظام سلطه جهانی از بمب هسته ای ایران نمی ترسند اینها بهانه ای بیش نیست، آنها از تفکر انقلابی مردم ایران می ترسند، در نظر آنها ارزش های انقلاب اسلامی از هزاران بمب اتمی برای آنها خطرناک تر است چون این ارزش ها آنقدر محبوب هستند که می توانند قلب ها را فتح کنند و نظام استکباری آمریکا را از بین ببرند.

ظرفیت عظیم مردم ایران در برابر ابر قدرتان جهان


برچسب‌ها: ظرفیت عظیم مردم ایران
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 0:50 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

آمریکائیان به قلاده محتاج ترند تا به مذاکره

اگر کشوری می خواهد قدرتمند باشد باید بَرند و شخصیت قدرت را داشته باشد ایران کشوری ست که میتوان به آن اعتماد کردو از کشورهای همسایه خود بسیار برتر است.

بهترین نعمت ها معرفت است و بدترین ذلت ها جهالت، ما باید برای درک وقایع سیاسی و فرهنگی در هر جامعه ای اول خود آن جامعه را بیاموزیم و بفهمیم.

مذاکره با آمریکا در این برهه از زمان که ایرانیان دوره گذر از بحران را رد کرده اند و به مرحله ثبات و خود باوری رسیده اند و تبدیل به قدرتی جهانی شده اند و بازی را بُرده اند، مساوی است با بالا بردن نیزه هایی که بر سر آن به جای ورق پاره های قرآن، مذاکره با آمریکا بالا رفته است.

كمترین حدِ كفایت سیاسی آن است که مشاوران و همکاران رئیس‌ جمهور از عناصر بد سابقه، بد نام و لااقل مشكوك و مورد سوء ظن نباشند در این زمانه ما تفکر انقلابی نداشتن و با تفکر انقلابی کار نکردن نه می تواند ضامن تداوم امنیت باشد و نه ضامن بهبود اقتصاد کشور.

نگاه تیزبین ولایت فقیه یعنی مدیریت سیال و لحظه به لحظه به مذاکرات، و مذاکره و توافق با آمریکای ترامپ به معنای دست کشیدن از راه امام خمینی (رضوان اله تعالی) و گفتمان انقلاب اسلامی و ولی فقیه و رهبری است و این به معنای تمام شدن دوران انقلاب اسلامی و قربانی شدن انقلاب است.

اگر کشوری می خواهد قدرتمند باشد باید بَرند و شخصیت قدرت را داشته باشد

مذاکره ایران با آمريكا از طرف بعضی از افراد ساده لوح و مغرض و ترسو خط سازشی است که در درون آن گرایش‌ ها و اندیشه‌ های متفاوتی وجود دارد که با خط اصیل حمهوری اسلامی ایران تفاوت فاحشی دارد.

ما چطور می توانیم به کشوری که سرانش ذلیل و دست نشانده رژیم کودک کش اسرائیل هستند اعتماد کنیم و به پای میز مذاکره همراه با فشار آنها بنشینیم ، ساختن و داشتن بهترین موشک ها و پهبادهای جهان برای ما ایمان و قدرت نمی آورد، بلکه آنان را تقویت می کند.

براي آمريکا ماندن تحريم ها و اضافه کردن تحريم ها راهي قديمي است براي رسيدن به يک هدف جديد، ولي براي دولت روحاني و پزشکیان امتياز دادن به آنها راهي جديدي است براي رسيدن به يک هدف قديمي، فقط دو کشور ارزش واقعي اين تحريم ها را مي دانند اول خود آمريکائيان هستند که بخواهند آن را از دست بدهند و دوم ايران است که مي خواهد آن را به دست بياورد.

جنگ اصلی ما با شیطان بزرگ در این زمان باید مذاکره نکردن با آمریکای ترامپ باشد، مردم ایران بنا ندارند ثمره قیام انفلاب اسلامی خود را با تندروی ها و ندانم کاری ها و خودسری ها و گاها خیانت عده ای نان به روز خور غیر انقلابی نابود کنند، کسانی که تنها هنرشان پر کردن و خالی کردن شکم شان و بالا کشیدن پهلوهایشان است.

انقلاب اسلامی از دست فتواهای ناسنجیده دولت های روحانی و مسعود پزشکیان کم غرامت نداده است، دیگر دینی به ذمه ندارد، کسانی که هیچوقت ضرورت های زمانه خود را درک نکرده اند، اگر بگویم خراب شدن فاجعه بار اقتصاد ایران در بازار ارز و اقتصاد مصیبت زده کشور، اکثریت آن از بی کفایتی های مسئولان دولتی و غیر دولتی است اغراق نگفته ام.

كمترین حدِ كفایت سیاسی آن است که مشاوران و همکاران رئیس‌ جمهور و اطرافیان رهبری از عناصر بد سابقه، بد نام و لااقل مشكوك و مورد سوء ظن نباشند

دولت مسعود پزشکیان که اکثریت آنها تفاله های دولت فاسد حسن روحانی هستند هیچ زمانی بر صراط عدالت و تدبیر عمل نکردند، نه در سال 1382 در مذاکرات سعدآباد، نه در برجام، نه در سند 2030 و FATF و نه الان در مذاکره نکردن با آمریکا ، همیشه یا افراط می کنند یا تفریط .

اینها اگر به راستی خودشان را ایرانی می دانند و می خواهند انقلاب اسلامی بعد از چندین سال نتیجه بدهد، بهتر است بروند با خود و خدای خود خلوت کنند ، همین که آمریکائیان پارس می کنند دولت پزشکیان بعد از یک هفته از ترس و ذلت ، از مذاکره با آمریکا سخن می گویند و اگر سخن مقام رهبری نبود تا الان مذاکره کرده بودند و در حال انجام برجام2 بودند.

مسئولانی که وعده صادق3 را هنوز انجام ندادند باعث شدند سوریه را از دست بدهیم، لبنان را به روز سیاه نشاندیم، الان هم که دشمنان به جان حشد الشعبی و شمال عراق افتاده اند، ما با انجام ندادن وعده صادق3 بزرگترین خیانت را به هم پیمانان خودمان انجام دادیم، برنامه ای برای حواب دادن عملیات صادق3 نداشتند

آمریکا همراه ایادی اروپائی و منطقه ای اش فقط تهدید و قیل و قال راه می اندازند، به شدت پارس می کنند تا ترسوها را بترسانند البته دولت پزشکیان یا همان پس مانده های دولت حسن روحانی از مذاکره با آمریکا نمی ترسند چون عاشق مذاکره با آمریکا هستند و می خواهند به هر قیمتی که شده ایران با آمریکا همراه با شرط های آنها مذاکره کنند، این آقایان به پایان عمر خود رسیده اند ولی به پایان انتخاب خود نرسیده اند و منتظر فرصتی هستند تا راه مذاکره با آمریکا را باز کنند.

جنگ اصلی ما با شیطان بزرگ در این زمان باید مذاکره نکردن با آمریکای ترامپ باشد،

اي امام راحل، اي سرچشمه ناب ‏ترين نگاه شيعه، در روزگار فقر تفکر بر کرسي ‏هاي معرفت نشستيد تا پيام اصيل انقلاب اسلامی را به گوش جويندگان و مسلمانان جهان برسانيد، باعث شديد که شاگردان پر از نبوغ انقلاب تان، شعاع پر از فروغ ارزش های انقلاب را تکثير کنند و سال هاست که ما شاهد اين شعاع پرفروغ تکثير هستيم.

مذاکره در فرهنگ سیاسی مفهوم و معنای ویژه‌ای دارد این مذاکرات بی مقدار زیبنده همان آمریکائیان بی مقدار است که برای فریب و تفرقه و پیمان شکنی و وقت گذرانی و برای اینکه نیروی دولت را بگیرند به پای میز مذاکره می آیند و بدون هیچ دلیلی همه مذاکرات را به هم می زنند، آمریکائیان به قلاده محتاج ترند تا به مذاکره.

از کجا معلوم آمریکا مذاکرات و توافق جدید را دوباره پاره نکند، کسی که خیانت اول را انجام می دهد دفعه دوم همان خیانت را با تجربه بیشتر و خطای کمتری انجام خواهد داد، آنها صدها امتیاز می گیرند تا توافقی را امضا کنند و بعد به راحتی آب خوردن آن امضا و توافق را پاره می کنند.

مذاکره با آمریکای ترامپ ، ضامن بقای ارزش های انقلاب اسلامی و آرمانهای مردم ایران نیست، بلکه سمی مُهلک است، این مذاکرات اسطوره ساز حقانیت انقلاب اسلامی نمی شود، بلکه باعث ذلت ایران و انقلاب می شود، مذاکره نکردن با آمریکای ترامپ است که یکی از مهم ‌ترین ابعاد اقتدار ملی ایرانیان محسوب می شود و جهت گیری صحیح و انقلابی در مذاکره نکردن با آمریکا را ضروری ساخته است.

بدون عشق می شود ایثار کرد اما بدون ایثار نمی شود عشق ورزید، انقلاب اسلامی برای نمایش قدرت و حقانیت آن در بین جهانیان شکل گرفته و باید نشانه قدرت و اقتدار ایرانیان و ذلت و درماندگی امریکائیان در مذاکره نکردن با آمریکا باشد.

چه کنیم که وظیفه تابعین سکوت است و صبر بر مصیبت

برای فهمیدن بعضی چیزها هوش فوق العاده ای لازم نیست، بله آمریکا قدرت و نفوذ دارد، ولی حالا وضع فرق کرده، هر آدم عاقلی با دیدن قدرت و نفوذ عظیم ایران در منطقه می فهمد که باید به آمریکائیان گفت دیگر مهمانی تمام شده است.

در پایان باید بگویم که همین دولت و نظام ظلم ها و ستم ها به من کرده اند که قابل وصف نیست ، کسانی که به خود من از طرف بنیاد فاسد جانبازان و قوه قضائیه خائن، ظلم ها کرده اند هم چون آتشی در وجودم شعله می کشد، به راحتی می توانم ظلم های این ظلم ها را ثابت کنم ولی هر چه شکایت نامه تظلم خواهی می فرستم فقط بی محلی می کنند لعنت خدا بر آنها باد ، این لینک زیر فقط یکی از شکایات تظلم خواهی من است که جدا از ظلم و ستم بنیاد جانبازان به یک بسیجی از کار افتاده صد در صد و ستم و ظلم سه دفعه ای قوه فاسد قضائیه ایران که فاسدترین قوه قضائیه جهان است به من روا داشته اند، این لینک زیر یکی از شکایت های من است اگر کمی طولانی است به خاطر ظلم های زیاد اینها به من زیاد است، لطفا به دقت بخوانید و نظر بدهید.

https://bahmaneyar.blogfa.com/post/1214


برچسب‌ها: سَمِ مذاکره با آمریکا
ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 0:56 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

مذاکره نکردن با آمریکا انتقام از شهید حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش می باشد ترامپ تمام برگ های خود را در سبد مذاکره کردن با ایران گذاشته است و مذاکره نکردن ایران با آمریکای ترامپ، او را براي هميشه از دنیای سیاست دور می اندازد و تا چند سال دیگر منفور منتقدان داخلی و خارجی اش می شود انشالله که رهبری حکم حکومتی بدهد و اعلام کنند مذاکره با آمریکا قدغن است ولی به یقین می دانم که مقام معظم رهبری چنین حکم حکومتی نخواهند داد . الخیر و فی ماوقع.


برچسب‌ها: مذاکره با آمریکا نه
ادامه مطلب
[ جمعه هشتم فروردین ۱۴۰۴ ] [ 23:12 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

تاریخ هم راستگوست و هم بی رحم است

این شکایت و تظلم خواهی به رهبر انقلاب و اطرافیانشان برسد

تکرار یک عمل زشت و خیانت آلود در بنیاد جانبازان و قوه قضائیه باعث می شود که خود یا عاملانی که این دستورات ظالمانه را داده اند باور کنند که راه درست همین است و این ظلم و ستم ها با سکوت زجرآور مقام رهبری باعث شده انقلاب حتی رنگ و بوی ارزش هایش را هم از دست بدهد. زیبایی انقلاب اسلامی در گوهر وجود انسان به نمایش درآمده است، بچه های انقلابی در ایران در اصل حقیقت و وجود زیبایی انقلاب را به تماشا ایستاده اند، انقلاب اسلامی زیباست و این مسئله با این همه ظلم و ستمی که جمهوری اسلامی از بنیاد جانبازان و قوه قضائیه به ما جانبازان کرده و می کنند غمگین تر می شود و ما جانبازان صبر پیشه می کنیم که خداوند دوستدار صابران است، ما پیرو انقلابی شده ایم که فقط نامی از آن باقی مانده و تمامی ارزش هایش را تئوریزه کرده اند. برای درک وقایع سیاسی در هر جامعه ای باید اول خود آن جامعه را بیاموزید و بفهمید، خداوند انسانها را بر اساس ایمانشان نسبت به یکدیگر برتری می دهد، نشانه های ایمان چه هستند؟ اطاعت از خداوند و انجام دستورات الهی که توسط پیامبران او به انسانها ابلاغ شده اند و ایمان به روز جزا. خواست خدا انتخاب برترین مردم برای سروری آنهاست و اگر کسی تقوی و شجاعت و درایت بیشتری از کسی که کمتر دارای این صقات است را دارا بود به فرماندهی و رهبری مردم لایق تر است. رهبرم انقلابی بودن یعنی زخم خوردن و دم نزدن، این تن من پر از نقش و نگار جای زخم بنیاد جانبازان و قوه قضائیه است که هر کدام تاریخی دارد، هر چقدر شکایت و تظلم خواهی به شما و اطرافیانتان می فرستم فقط بی محلی می کنند. از راس تا پایین ترین رده های حکومتی در جمهوری اسلامی ایران، محافظه کار و نون به نرخ روز خور شده اند ، حتی سپاه بلوف می زند، تهدیدات تو خالی می کند و با انجام ندادن وعده صادق۳ سوریه را از دست می دهند بیشتر از هزار نفر ما در سوریه شهید دادیم آخرش چی شد؟. رهبرم امام خمینی مرد ریشه داری بود ریشه آدم هایی مثل امام راحل تو این مملکت هیچ وقت خشک نمی شه ، من هنوز به آینده ایران امیدوارم، امید من امام خمینی هایی هستند که در گوشه و کنار این سرزمین مقدس و پهناور پراکنده اند و به قول امام راحل رحمت اله در گهواره ها هستند ، در طول تاریخ دشمنان ایران آمده و رفته اند اما این سرزمین و فرهنگ غنی آن هنوز زنده مانده اند. خواسته قلبی امام خمینی (رضوان اله تعالی) سعادت و آزادی مردم ایران بود و آن را باور داشت، خداوند او را برای همین ماموریت انقلابی که شکل گیری انقلاب اسلامی بود برگزید، امام در دلش دژی بنا کرده بود از صبر و توکل و امید و در درون امام آتشی از خشم زبانه می کشید تا بتواند رژیم های فاسد ستم شاهی های گذشته را برای همیشه از تاریخ ایران پاک کند، امام خمینی (رضوان اله تعالی) توانست ایران را به شکوه گذشته اش بازگرداند. حالا ببینید کار انقلاب اسلامی به کجا رسیده که بنیاد جانبازان و قوه قضائیه جمهوری اسلامی مردم را از بزرگی و عزت ، به حضیض ذلت کشانده اند، امام راحل ایمان داشت که می توان ایران را از یک کشور ذلیل به کشور قدرتمند تبدیل کرد، پس مقام رهبری چرا صحیفه نور امام را اجرا نمی کنند؟. من بارها شکایت و تظلم خواهی خودم را به بنیاد جانبازان و قوه قضائیه که چندین بار به من ظلم کرده اند را نوشته ام ولی رهبری و اطرافیانش جوابی نمی دهند، ظلم بنیاد جانبازان و قوه قضائیه به من چیزی نیست که بتوان آنها را ماله کشی کرد و رویش را پوشاند ، تمامی پرونده های من در بنیاد جانبازان و قوه قضائیه با سی چهل نفر شاهد زنده موجود است. این سرزمین امانتی ست که از نیاکان ما به ما ارث رسیده، ایران خاک مقدسی دارد و هیچ گزندی نباید به غرور مردمش وارد شود آن هم به یک بسیجی از کار افتاده که در نوزده سالگی در آزاد سازی خرمشهر در جنگ تن به تن گلوله کالیبر پنجاه خورم و نزدیک چهل سال گوشه اتاق افتاده ام. حدود یک ماه قبل یک نفر به نام آقای نظمی از بنیاد جانبازان تبریز با من تماس گرفت و گفت می خواهم با شما صحبت کنم قرار گذشتیم من از پسرم خواستم مرخصی بگیرد روز بعدش ساعت هشت و نیم با آقای نظمی قرار داشتیم پسرم به سختی مرخصی گرفت تا مرا به بنیاد ببرد همان لحظه آقای نظمی زنگ زد و گفت امروز هوا سرد است و فردا هم مدارس تعطیل است قرار ما باشد برای بعد از 22 بهمن و تعطیلات، من گفتم باشد عیبی ندارد از 22 بهمن من صبح ها داروهایم را نمی خوردم تا اگر پیش ایشان رفتیم حرف هایم یادم نرود چون خوردن قرص هایم برایم رخوت و فراموشی می آورد. تا روز 29 بهمن شش روز گذشت و من از 22 بهمن صبح ها داروهایم را نمی خوردم تا رخوت به من دست ندهد و بتوانم حرفم را بزنم ولی ایشان زنگ نزد و من به خاطر نخوردن داروهای صبح ام مدام به همسرم پرخاشگری می کردم تا اینکه شش روز گذشت و نظم داروهای من به هم خورد از روز 22 بهمن کم کم تا روز 29 بهمن چنان پرخاشگری به من دست داد که مدام سر همسرم داد می کشیدم روز ششم یعنی 29 بهمن دوباره پرخاشگری کردم که بعد از چند لحظه دیدم همسرم خون دماغ شد من که همه این ظلم ها را از این آقای نظمی فاسد بنیاد جانبازان تبریز می دیدم زنگ زدم جواب نداد در پیام به او نوشتم آدم با دهانش حرف می زند نه جای دیگرش، ایشان هم برای تنبیه من دیگر نه زنگ زد و نه پیام داد و الان یک ماه بیشتر است که می گذرد. این آقای نظمی یک تفاله بی ارزش است و یک همچین تفاله های بی ارزشی در بنیاد جانبازان کارمند هستند که لیاقت پاک کردن دستشوئی های بنیاد جانبازان را هم ندارند بنیاد جانبازان یک مکان انقلابی است که بعد از انقلاب تاسیس شده و کارمندانش باید نمونه مقید و بالفعل یک انقلابی باشند. مردم ما کم کم این طور می فهمند که اتفاقات بعد از انقلاب اسلامی فقط یک مشت حادثه بوده که رخ داده و تمام شده است؟ تاریخ مثل یک استاد، مثل یک مربی به ما یاد میدهد که آدم ها چطور می توانند با عملکرد امروزشان آینده خودشان رو رقم بزنند، حالا ما می توانیم نسبت به ارزش های انقلاب اسلامی امام خمینی (رضوان اله تعالی) بی تفاوت باشیم. برای نمونه همین ظلم و ستمی که بنیاد جانبازان به من کرده است و هنوز ادامه دارد هر چقدر شکایت و تظلم خواهی می کنم و من چندین و چند سال است که نامه به رهبر و اطرافیانش می فرستم ولی آنها فقط بی محلی می کنند، ارزش های انقلاب اسلامی را شقه شقه کرده اند، این تاریخ است که دارد به مردم ما اینها را یاد میدهد تاریخی که هم راستگوست و هم بی رَحم است. در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران اختلاس می شود در بانک دی که از بنیاد جانبازان است اختلاس و دزدی می شود در صندوق بازنشستگان فرهنگیان اختلاس می شود ولی مقام رهبری ساکت است و مدام مسامحه و مصالحه می کند و دستور رسیدگی نمی دهند، چقدر مصالحه و مسامحه؟ به خدا که اگر امام راحل زنده بود پوست از سر خودکامگان خودسر می کند. قوه قضائیه جمهوری اسلامی هم که به هیچ کسی و به هیچ سازمان و نهادی پاسخگو نیست در قوه قضائیه به قاضی ها علم قاضی داده اند تا این قدرت را داشته باشند که مدارک را دور بریزند و طبق حدس و گمان خودشان حکم بدهند در صدر اسلام و در دوران پنج ساله حضرت علی (ع) هیچ قاضی ای حق نداشت با حدس و گمان خودش حکم بدهد، همین الان هم در هیچ کجای دنیا چنین قانونی وجود ندارد که قاضی مدارک را دور بریزد و طبق حدس و گمان خودش حکم بدهد. عمری نیرنگ بازی و دروغ پردازی بنیاد فاسد و مال مردم خور بنیاد جانبازان و ظلم و ستم های قوه قضائیه فاسد جمهوری اسلامی آنها را کر و کور و گنگ کرده است و آنها هیچگاه از گمراهی و ظلم به مردم و جانبازان دست نخواهند کشید. کسانی که با قلب های ناپاک شان به هزاران هزار نفر از بندگان خدا ظلم و ستم کردند هیچگاه دل شان به نور انقلاب اسلامی روشن نمی شود، رهبرم ما جانبازان با این همه ظلمی که به ما می کنند اندوهگین نمی شویم چون ناتوانی و سلامتی خود را در راه حفاظت از دین خدا از دست داده ایم و در معامله با خدا کسی ضرر نمی کند این شما و اطرافیانتان هستید که وظیفه خود را درست انجام نمی دهید. رهبرم خداوند مردم ایران را به کمک انقلاب اسلامی از حضیض ذلت به اوج عزت رساند و حالا عده ای آدم رذل بی مایه و خائن می خواهند دوباره ملت ایران را به ذلت و تباهی رژیم ستم شاهی برگردانند، اشرافیت را در ایران نهادینه کرده اند و رهبری هم نمی تواند یک حکم حکومتی بدهد که مذاکره با آمریکا قدغن است، چه طور برای مشایی حکم حکومتی می دهند. ولی برای چیزی که عزت و شرف مردم ایران به آن وابسته است حکم حکومتی نمی دهند؟. آمریکائیان به قلاده محتاج ترند تا به مذاکره ، آنها اگر سر پدران خود را زیر پایشان بگذارند باز هم پایشان به رکاب یک توافق معمولی هم نمی رسد مردم نادان نیستند و اینها را می دانند ، این دولت مسعود پزشکیان این علف هرز و هم فکرانش هستند که اگر کمی حکمت قاطی دیانت شان می کردند دچار عارضه بدفهمی نمی شدند و ظریف هم می فهمید خنده زیاد عقل را زایل می کند و کم خندیدن به وزیر جذبه بیشتری می دهد. همه ما مانند چشمان رهبری هستیم و چشمان یک رهبر ارزش بسیار دارد زیرا همچون آینه، تمام واقعیت ها را که حکومت باید بر آنها استوار باشد را منعکس می کند، رهبرم بس نیست این همه ناکامی و بدبختی برای انقلاب اسلامی که بوجود آمده است با این همه فساد که در بنیاد جانبازان و قوه قضائیه و صندوق بازنشسته فرهنگیان رخ داده و می دهد چرا دستور رسیدگی نمی دهید؟ رهبرم من بارها برایتان نامه نوشتم ولی اکثریت اطرافیان شما قطعا شکایت و تظلم خواهی یک بسیجی از کار افتاده را به شما نمی رسانند یا دور می اندازند ولی این شکایت و تظلم خواهی آه دل یک مظلوم انقلابی است که در تاریخ ثبت می شود و شما باید جوابگو باشید. فقط در یک خیانت بنیاد جانبازان به من و جانبازان دیگر از سال ۱۳۷۲تا سال۱۳۷۶ یعنی در چهار سال کد شکستگی ران باز پا (فمور) را از ۶۵درصد جانبازی به ۱۵درصد جانبازی کم کردند این جدا از دیدن ران استخوان رانم بود گلوله کالیبر پنجاه استخوان رانم را از داخل رانم بیرون آورد و من با دیدن استخوان رانم دچار شوک و ترسی ناشناخته شدم و برای همیشه لکنت زبان پیدا کردم و اینها جدا ، لگن همیشه چرکی من به خاطر پلاتین گذاشتن و برداشتن و پیوند استخوان در مدت سه سال چند دفعه زیر عمل های جراحی رفته و بدتر از همه اینها، زانوی پای چپ من است که به خاطر هجده کیلو وزنه آویزان کردن در مدت دو ماه چنان مفصل های زانوی چپ من صدمه دید که بعد از ۴۲سال از آزاد سازی خرمشهر هنوز هم چهار زانو نماز می خوانم. ولی بنیاد فاسد جانبازان در کمیسیون پزشکی می گفتند در صورت سانحه تو نوشته اصابت گلوله به ران پا و ما فقط به ران درصد می دهیم می گفتم شکستگی باز ران ۶۵درصد است پس چرا ۱۵درصد می دهید می گفتند باید همان موقع اقدام می کردی ، آیا این عادلانه است؟. چون من گفتم به خاطر حقوق گرفتن به جبهه نرفتم و خودم استاد کار شوفاژ هستم و ماهی چند برابر یک کارمند حلال وار درآمد دارم باید حق مرا بخورند؟ من در 27 سالگی به خاطر داروهای تاریخ گذشته بی هوشی دچار تعریق مفرط شدم به یک سال نکشید تمام دندان هایم به خاطر آمپول های کورتون میشکست در سی سالگی به تعریق مفرط دچار شدم و برای همیشه ناتوان و صد در صد از کار افتاده شدم سی سال زن و فرزندم در تبریز و من در کاشمر سربار پدر مادران مان بودیم مفلس بیچاره فقیر بی پول و ناتوان زندگی کردم . تمامی جانبازان 50 تا 70 در صد که ده درصدشان نقص عضوی هستند آن نود درصد دیگرشان اکثریت قریب به اتفاقشان با داشتن 70 درصد و شصت درصد جانبازی به خدمت نظام سربازی رفته اند و به طور یقین همه آنها را به خدمت فراخواندند ولی من را معاف دائم کردند اردیبهشت 1361 استخوانم شکست و در پائیز 1364 معاف دائم شدم، کسانی که برای خالی کردن جیب مردم وزارت خانه ها را به خودشان رها کرده اند و به اسم هوشمند سازی پول مردم را می خورند چرا در این مورد هوشمند سازی نمی کنند؟. قرآن کریم : لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً (سوره نساء آیه 148) خداوند دوست ندارد صدای خود را مثل (حمار) بلند کنید و عیوب دیگران را آشکار سازید مگر اینکه به شما ظلمی شده باشد که خداوند شنوا و داناست. جناب مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای طبق این آیه قرآن، خداوند به من این حق را داده است که برای ظلم هائی که زیر دستان شما 33 سال است در بنیاد جانبازان و قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران که فاسدترین قوه قضائیه جهان است صدای خودم را بلند کنم، ببخشید اگر رُک و بی پرده با شما بزرگوار سخن می گویم تو را به خدا مرا ببخشید. رهبرم سیاست یک علم است و تخصص خودش را می خواهد، لازمه یک انقلابی این است که علم و درک درستی از سیاست و اوضاع جهانی و دور بر خود داشته باشد نیمی از مردم ما نمی دانند چه می خواهند یک زمان به جریانی دو میلیون رای می دهند سه سال بعد به همان دو میلیون سیزده میلیون رای می دهند، دقیقا مثل زمان مشروطه شده ایم ، مردم ایران می دانستند چه چیزی را نمی خواهند ولی نمی دانستند چه چیزی می خواهند و نیمی از مردم ما هنوز در عصر مشروطه زندگی می کنند. رهبرم من توی انقلاب اسلامی چیزایی پیدا کردم که هیچوقت تو زندگیم فکرش را هم نمی کردم و نمی خواهم از دستش بدهم، خاطره ها و معجزاتی در دفاع مقدس دیدم و شنیدم که هرگز در وجودم نمی میرن، رهبرم با این همه ظلمی که بنیاد جانبازان و قاضی ها و بازپرس ها به من کردند ولی این وسط تنها چیزی که برام از هر چیز دیگر مهم تر است این است که من هنوز با همه ی وجودم عاشق انقلابم. انقلابی بودن عشق است با شروعی آسان، ولی فراموش کردنش با مرگ آدم تموم میشه، رهبرم میشه پراکنده این ور آن ور دروغ گفت ولی نمیشه با دروغ زندگی کرد، رهبرم اگر انسان در زندگی اش بدون دین و هدف و انقلابی بودن بمیره مرگ تلخ و غم انگیزی است. ارزش های انقلاب اسلامی ظاهری زیبا و باطنی بسیار زیباتر دارد و شگفتی ها و اسرار آن هیچ زمانی پایان نمی پذیرد و دستخوش کهنگی نمی شود، مگر اینکه از اول انقلابی واقعی نبوده باشی، رهبرم من همه چیزمو به خاطر ظلم بنیاد فاسد جانبازان و قوه کثیف قضائیه باختم نمی تونم انقلاب گری ام را هم ببازم. دوست داشتن انقلابی که با باورها و فرهنگ ما انقلابیون عجین شده ، نه میشه ترکش کرد نه میشه عوضش کرد و این برای یک انقلابی از جهنم بدتر است. تفکر انقلاب اسلامی در مبارزه با آمریکای باطل، داغ باطل بودن باطل را بر پیشانی آمریکا و عمله اکره هایش کوبید، خداوند متعال در کتابش می فرماید: ما ترس از شما را در دل های دشمنان تان انداختیم و این وعده خداست که دنیای سخاوت و رحمت است آنها اگر جرات حمله به ما را داشتند که دست به دامان مشتی تروریست داعشی وحشی نمی شدند، تمام امید آنان جهل مردم ایران است که نیمی از جمعیت ایران تشکیل می دهند و احساسی رای می دهند. استعمارگران چطور می توانند با تفکر هیهات من الذله امام حسین سالار شهیدان و آزادگان جهان و یارانشان بجگند، تفکری که نظریه پردازان پنتاگون را به حیرت فرو برده است ، چون هیچ راهی برای برخورد با این تفکر را ندارند، چون یاران آقا و مولایمان امام حسین (ع) اصلا بلد نیستند چه طوری باید شکست بخورند ، چه شهید شوند چه پیروز شوند برنده اند. ما وعده صادق3 را انجام ندادیم و فقط بلوف زدیم که اگر از اسرائیل غلطی سر بزند حیفا و تل آویو را با خاک یکسان می کنیم ، کسی که این حرف را می زند باید برنامه ای برای عمل کردن داشته باشد نزدیک هفت ماه از وعده صادق3 گذشته همه هم پیمانان ما ناامید و سرگشته شده اند. آمریکا و اسرائیل و اروپا و ایادی منطقه ای شان دشمنانی هستند که حق را نشناخته اند تا اهل آن را بشناسند، آنها اصلا چه طور می توانند با ما بجگند وقتی از درک قدرت ما عاجزند ، دوما ما خودمان آرزوی نبردی رودررو و جانانه را با آمریکا و اسرائیل و تفاله های اروپائی آنها را در دل داریم. رهبرم خیانت های مسلسل واری که بنیاد جانبازان و قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران در حق من کردند مثنوی هفت من کاغذ است هر چقدر نامه برای شما و اطرافیانتان می نویسم فایده ندارد لطفا به لینک زیر بروید در آنجا جز به جز ظلم های بنیاد جانبازان به من و ستم های سه دفعه قوه قضائیه به من آنها را نوشته ام تمنا دارم بخوانید ارزش خواندن دارد، تا ببینید چه بنیاد جانبازان فاسدی و چه قوه قضائیه ظالمی را پرورش داده اید و مهر تایید بر دزدی ها و اختلاس های آنها می زنید.

https://bahmaneyar.blogfa.com/post/1214


برچسب‌ها: بنیاد فاسد جانبازان
ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۳ ] [ 0:39 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

امام علی (ع) برای همه اعصار و دورانها یک الگوی جاودانه است

600 سال بعد از میلاد حضرت مسیح (ع) امانتی که دست قدرت، آن را هستی بخشید در رحمِ فاطمه بنت اسد قرار داد که همسر ابوطالب عموی پیامبر بود، فاطمه بنت اسد به کنار کعبه آمد تا با خدای خود راز و نیاز کند و از خدا بخواهد که درد زایمان را برایش آسان کند که به یک باره دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد (س) به درون خانه خدا داخل کعبه وارد شد و پس از گذشت چند روز انتظار به پایان رسید و صاحب راز بزرگ به دنیا آمد.

مولود با کرامتی که در دامان حضرت محمد (صلوات اله علیه) پرورش یافت و نخستین کسی بود که در ده سالگی مسلمان شد و دین حضرت محمد (ص) را قبول کرد.

در ده سالگی خلق و خوی این مولود با برکت و ارزشمند، او را از مردم همه دورانها متمایز می ساخت، در سیاهی شب با کوله باری بر دوش به دستگیری و کمک به فقرا و یتیمان می رفت، مردم را دوست می داشت و خدمت به آنها را وظیفه و تکلیف خود می دانست.

در میدان کارزار بی بدیل بود، تنها نامش کافی بود تا لرزه به اندام قوی ترین مردان جنگی آن دوران بیندازد، در جنگ خیبر دروازه دژ خیبر را از جا کند، دروازه ای که برای برداشتن آن حداقل به پنجاه مرد قوی هیکل نیاز بود.

نام این انسان کامل و تربیت یافته در دامان حضرت محمد (ص) علی (ع) بود، او پسر عموی پیامبر بود و پیامبر در وصف او گفته است: هر کس می خواهد علم حضرت آدم، فهم حضرت نوح، رحمان بودن ابراهیم خلیل، مناجات موسی، زهد و عبادت عیسی و صبر و ابتلای ایوب را مشاهده کند به علی بنگرد و علی برای من در مقام منزلت هارون است برای موسی جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود و حضرت محمد (ص) در آخرین سفر حج خود علی را به جانشینی بعد از خود برگزید.

امام علی (ع) برای همه اعصار و دورانها یک الگوی جاودانه است چون او مُختصِ یک ملت یا دین خاصی نیست او متعلق به تمام بشریت است.


برچسب‌ها: علی ع یک الگوست
ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۳ ] [ 1:14 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

اگر بشر می توانست بدون دین زندگی کند امروز میلیاردها مسلمان و مسیحی و یهودی و غیره توی دنیا نبودند.

شخصیت شهید حاج قاسم و همرزمانش

فقط شخصیتی مثل حاج قاسم سلیمانی می‌تواند معنای کاملِ سربازِ امام حسین (ع) بودن و حقیقتِ پاسدارِ اسلام بودن و انقلابی بودن را به تمام نسلها و تفکرها به تصویر بکشد، این زندگی شهید گونه است که همه را به تحسین وا می‌ دارد و انقلاب اسلامی را که با نیت نمایشِ جلوه و قدرتِ عظمت پروردگار عالم شکل گرفته را به جهانیان نشاند بدهد.

قاسم سلیمانی تاقبل از شهادت به عنوان فرمانده در میان ما بود، اما اکنون شهید قاسم سلیمانی به عنوان حجت، اسوه و الگو در میان ماست و آنقدر کشش و جاذبه این دیار برای او ارزشمند بود که پیکر او در این دیار به خدا سپرده شد.

حاج قاسم محصول اخلاص و نماز شب بود و به واسطه نماز شب به مکاشفاتی پی برده بود و جلوه‌هایی از مقام محمود را به دست آورده بود، او محصول ایمان و عمل صالح بود که خداوند به او و همرزمانش محبوبیت و قدرت نفوذ به دل‌ها را بخشیده بود.

حاج قاسم و همرزمانش، مریدان راستین امام راحل بودند، آنها محصول ایمان و عمل صالح بودند آنها به درجه ای رسیده بودند، که دعای خبر بندگان خدا را با هیچ چیز دیگری در این دنیا عوض نمی کرد، آنها به اطاعت دلخوش بودند به دست پر و خالی فکر نمی کردند، لذا خداوند محبوبیت و قدرت آنها را به عنوان یک نماد و اسطوره برای همیشه به دل‌ های مردم بخشید تا نام نامیشان تا ابد بر تارک شیعه بدرخشد.


برچسب‌ها: خون شهدا خطرناکتر است
ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۳ ] [ 22:53 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت

آخر به کمال، ذره‌ای راه نیافت


ادامه مطلب
[ شنبه یکم دی ۱۴۰۳ ] [ 14:26 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

اصل وجودی نعمت حضرت فاطمه سلام اله علیها


یا فاطمه جان (س) چگونه تو را زخم زدند که رخ از تمام اهل زمین پنهان کردی و فرمودی شبانه و پنهان دفن شوی، شهر مدینه چه مدینه ‌اى بود که توانست چنین مصیبتى را تاب آورد و در هم نشکند.
ای سرور و سیده دو عالم یا فاطمه الزهرا (سلام اله علیها) بعد از رحلت جانسوز و جانگداز پدر گرامی تان خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی (ص) و در همین روزها بود که شما بزرگوار زیرفشار سخت و ضربات روحی و جسمی شدید و پی در پی بودید و بدن و روح شما را مورد هجوم ساخته بود شما در هم شکسته و بیمار گشته بودید و حزن و اندوه بر هستی تان فرو رفته بود.
مگر نه شما والاترین محبوبه خداوند بودید؟ مگر نه رضاى خداوند در گرو رضایت شما بود؟ و غضب خداوند در گرو خشم شما؟ مگر نه شما راز آفرینش زن و بهانه خلقت نسوان بودید؟ مگر نه شما پاره تن پیامبر بودید و عزیز مسلم خداوند اعلا؟.
چه حسرتی بزرگ‏ تر از بازماندن از محبت حضرت فاطمه زهرا (س) که رسول خدا (ص) خشم او را خشم خودش می ‏داند و خشنودی او را خشنودی خودش، حضرت فاطمه (س) سکوتش برای خدا بود فریادش برای خدا بود لبخند و خشمش، صلح و قهرش همه و همه برای خدا بود.

یا فاطمه جان (س) چگونه تو را زخم زدند که رخ از تمام اهل زمین پنهان کردی


وجود مبارک حضرت فاطمه (سلام اله علیها) تنها یک تفکر یا تصورِ یک حقیقت حیات بخش نیست، بلکه تجسمی عینی و زنده از برکت بسیار ارزشمند خداوند بر انسان است، اگرتا قبل از حضور ایشان در عالم خاکی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌ هایی از نعمت یک زن مقدس را در اسطوره‌ ها، الهه‌ ها و افسانه‌ ها جستجو کند یا متوسل به پاکدامنی حضرت مریم (ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا شود بعد از تجسم خاکی و عینی حضرت فاطمه (س) برای انسان کمال‌ گرا یک الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام حضرت فاطمه (س) دختر رسول اکرم (ص) بود که در دامان مادری بزرگ شده بود که حضرت محمد (صل اله علیه و آله و سلم) از آن دامان به معراج رفته بود.
یا فاطمه جان (س) صبر لایتناهى خدا در جانکاه ‌ترین حادثه آفرینش در سوگ تو به تجلى نشسته است یا زهرای مرضیه (س) شهادت می دهیم پس از رحلت پدر بزرگوارت رسول خدا (ص) آنچه ندیدى آرامش بود و آنچه نیافتى مجالى براى فریاد زدن.
بعد از درگذشت ملکوتی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بشریت سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان را در عالم فانی التیام بخشد و امروزه ما شاهد تلاش انسان ‌های پاکی هستیم که به دنبال معنویت حضرت فاطمه (س) در رفتار روزمره خود هستند و با تذکره و یادمان ‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه کوثر را در یادشان زنده نگه دارند از همین روست که هر چه انسان برای درک حضرت فاطمه (س) تلاش می‌ کند برکت آن به خودش می‌ تابد و این اصل وجودی نعمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است.
اگر خداوند حضرت فاطمه (س) را برای آن مقطع زمانی پس از وفات رسول خدا (ص) انتخاب نکرده بود و مبارزات آن بانوی بزرگ دو عالم علیه غاصبان خلافت نبود اسلام ناب تداوم نمی ‏یافت سلامت دین و اصالت اسلام در خطر جدی قرار می ‏گرفت، امامت و رهبری معصوم برای همیشه از میان می ‏رفت و ره‏ آورد رسالت نابود می ‏گشت.
ارزیابی نتیجه مبارزات حضرت زهرا (س) با غاصبان خلافت باید برای نسل امروز و زن امروز روشن شود که مگر مهاجمان چه می ‏خواستند؟ باید احتمالات یاد شده و اهداف اصلی و عمق توطئه را برملا کرد، که چقدر غاصبان خلافت توانستند به اهداف خود برسند و حضرت فاطمه (س) چقدر با اهداف شوم آنان آشنا بود و چگونه با آنان به نبرد برخاست و سرانجام کدامیک پیروز شدند حضرت فاطمه (س) یا غاصبان خلافت ؟.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در بیت نبوت بزرگ شده بود و در دوران ده ساله حکومت اسلامی در کانون اصلی حوادث مهم سیاسی و اجتماعی مدینه قرار داشت و با تیزبینی و هوشیاری فوق العاده خود تمامی جریانات آشکار و پنهان را می شناخت و از ویژگی های افراد مؤثر نیز آگاهی کامل داشت از یک سو پدر گرامی اش رسول خدا (ص) را می دید که برای تداوم صحیح حکومت اسلامی و بالندگی و رشد آن تدابیر مختلفی می اندیشید و زمینه سازی های لازم را برای امامت امیرمؤمنان حضرت علی (ع) فراهم می آورد و از سوی دیگر شاهد نگرانی های رسول خدا (ص) و یاران نزدیک وی از وجود جریانات مخفی و مرموز در بطن جامعه بود که در صدد بودند با دستیابی به قدرت مسیر حکومت اسلامی را تغییر دهند.

حضرت فاطمه (س) سکوتش برای خدا بود فریادش برای خدا بود لبخند و خشمش، صلح و قهرش همه و همه برای خدا بود.


ره‏ آورد مبارزات حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) باید بهتر روشن گردد زمانی که خلفای غاصب به خانه وحی حمله کرده و درب خانه را به آتش کشیده بودند تنها مدافع حیدر که پا به میدان گذاشت معصومه بود حافظ قرآن بود بزرگ بانوی جهانیان بود آگاه به مسائل سیاسی و روشهای استعماری کودتاگران بود و همه‏ آنها را به بن بست کامل کشانده بود و راه چاره‏ ای جز رسوائی برای آنان باقی نگذاشته بود حضرت فاطمه (س) کاری کرد که غاصبان خلافت با دست خویش ماسکهای دروغین و متظاهرانه خود را کنار زدند.
در آن لحظه ‏های حساس که به خانه ولی اله اعظم حضرت علی (ع) حمله کردند تا خانه را آتش بزنند نقش حضرت زهرا (س) و نقش آفرینی کوثر قرآن روشن می ‏شود غاصبان خلافت فکر همه چیز را کرده بودند گفته بودند دو راه بیشتر برای علی وجود نداشت یا علی (ع) دست به شمشیر می برد عده ای زیادی را می کشد بعد خودش هم کشته می شود یا بیعت را قبول می کند راه سومی برای امام علی (ع) وجود نداشت.
در آن لحظه ‏های حساس که به خانه ولی اله اعظم حضرت علی (ع) حمله کردند تا خانه را آتش بزنند نقش حضرت زهرا (س) و نقش آفرینی کوثر قرآن روشن می ‏شود
در حالیکه حضرت على (ع) مأمور به سکوت بود حضرت على (ع) که شمشیر را درنیام پسندیده بود ولی دشمنانش که احزاب شکست خورده‏ دیروز بودند مصمم به گرفتن خلافت ‏بودند کودتاگران سقیفه قدرت را به دست گرفته و از انجام هیچ خلافی پروا نمی ‏کردند و امام نیز مأمور به سکوت بود هر گونه برخورد به صلاح اسلام نیست پس چه باید کرد؟.
هر لحظه تهاجم و یورش امکان ‏پذیرتر می شود حالا چه کسی باید از حریم ولایت دفاع کند؟ چه کسی باید از امامت ولایت و حرمت اهل ‏بیت پیامبر (ص) دفاع و حمایت کند؟ چه کسی و با چه مقام و ارزشی باید در برابر فتنه ‏ها و آن همه تهاجمات بایستد و قامت خم نکند؟ چه کسی باید نقاب از چهره‏ مدعیان دروغین اسلام و ایمان بردارد؟ و ماهیت احزاب شکست خورده دیروز و مهاجمان بی ‏پروای امروز را افشا کند و ثابت کند که آن همه ادعاها و شعارها تظاهری بیش نیست.
سران کودتاگر سقیفه می ‏دانستند که آتش زدن و لگد زدن و سقط جنین و شهادت دخت پیامبر (ص) در میان آن همه مردمانی که به تماشا آمده اند برای آنها بسیار گران تمام می ‏شود، نمی خواستند ماهیت نفاق ‏گونه خود را به همگان نشان بدهند خیلی تلاش کردند این کار را نکنند سیلی و شلاق زدن به دختر پیامبر اسلام (ص) که ده‏ها حدیث و روایت و سوره در فضیلت او و در میان مردم انتشار دارد یک خودکشی سیاسی بود.
در حالیکه حضرت على (ع) مأمور به سکوت بود، حضرت على (ع) که شمشیر را درنیام پسندیده بود ولی دشمنانش که احزاب شکست خورده‏ دیروز بودند مصمم به گرفتن خلافت ‏بودند.

شهر مدینه چه مدینه ‌اى بود که توانست چنین مصیبتى را تاب آورد و در هم نشکند.


ابتدا انواع تهدیدها کردند فایده‏ ای نداشت هیزم برای آتش زدن درب خانه آوردند و هشدار دادند باز هم تأثیری نداشت و حضرت فاطمه (سلام اله علیها) مصمم برای شهادت در تکلیفی الهی در دفاع از امام زمانش و برای برپایی امامت و زنده کردن غدیر خم در برابرمهاجمان محکم ایستاده است درب خانه را آتش زدند و درب نیم سوخته را بر اندام او کوبیدند و در بین در و دیوار و با ضربت ‏های وحشتناک محسن او را شهید کردند و حضرت فاطمه (س) تا وقتی بیهوش نشده بود و به زمین نیافتاده بود دفاع را ادامه میداد و هر بار که آن بزرگ بانوی دو عالم امام را به سوی خود می‏ کشید دهها نفراز روبهان سیاه دل بر زمین می ‏ریختند و آبروی نداشته سردمداران رو سیاه سقیفه یک جا لگد مال می‏ شد که چطور یک زن در برابر آن خناسان چون شیر می ایستد و امام خود را از دست آن همه مهاجم بی ‏پروا و بزدل نجات می دهد.
این واقعه را همه دیدند تاریخ ‏نویسان در کتب تاریخ نوشتند و بینندگان در شهرها و دیار آن روز برای هم نقل می ‏کردند در تمام مدینه و شهرهای اطراف این خبر برق‏ آسا بگوش همگان رسید همه فهمیدند سران کودتاگر سقیفه تنها چند روز بعد از وفات پیامبر اسلام (ص) نگذشته بود که دست به شمشیر و شلاق برده اند دختر گرامی اش را کتک زده اند و بچه اش را سقط کرده اند و درب خانه اش را آتش زده اند و باعث شهادت آن بانوی گرامی شده اند.
فاطمه (س) با پهلوی شکسته و دردهای جانکاه پس از سقط جنین با بازوی ورم کرده باز هم دست از دفاع برنداشت وارد مسجد شد و تهدید به نفرین کرد و هشدار داد که امام را به سلامت به منزل می رساند و این کار را انجام داد.
حضرت فاطمه (س) خط جدیدی را ظاهر نمود و نگذاشت خلافت بر پاشنه صحیفه سازان و سقیفه پردازان بگردد و یاران واقعی علی (ع) در گمراهی بمانند لذا جریانی را ظاهر کرد که قداست دروغین خلیفه های اول و دوم را زیر سوال برد چرا که آنها با مقدس ترین زن در جهان اسلام رو به رو شدند حضرت فاطمه (س) با شهادت خود و فرزندحامله اش خیانت آنان را برملا کرد و خط امامت و ولایت معصوم (ع) را پایه گذاری کرد.
حضرت فاطمه (سلام اله علیها) مصمم برای شهادت در تکلیفی الهی در دفاع از امام زمانش و برای برپایی امامت و زنده کردن غدیر خم در برابرمهاجمان محکم ایستاده است.
از این به بعد بود که مسلمانان راه واقعی اسلام ناب را پیدا کردند و این اساسی ترین کار حضرت فاطمه (س) بود چرا که دیگر سلمان، اباذر، عمار و همه یاران علی (ع)حیران نبودند که باید چکار کنند و جایگاه حضرت علی (ع) و امامان بعد از او تثبیت شد و حضرت فاطمه (س) اولین شهید راه امامت گشت.
این چنین بود که حضرت فاطمه (س) در چهره بزرگترین حامى و پشتیبانی از امام مظلوم خویش ظاهر شد و سند حقانیت امیرالمؤمنین (ع) و مظلومیت آن بزرگوار را با خون خود مُهر زد و ابدیت بخشید.


حضرت زهرا (س) مى ‏خواست با طرح این سؤال در اذهان مردم که چرا تنها یادگار رسول خدا (ص) قبرش را پنهان نموده است آنان را به فکر وادارد تا خود به دنبال جواب رفته و مسببین اصلى را بیابند از همین روست که مى ‏بینم برخى از مردم برخى دیگر را ملامت مى ‏کردند که تنها دختر پیامبر رحلت کرد با خلفا قهر کرد و به هیچکدام از آنان اجازه حضور در دفن و نماز نداد و حتی قبرش را هم از آنان پنهان نمود.
این مسئله آن قدر بر خلفای غاصب سنگین و گران آمد و از عواقبش بیم داشتند که به خواست عُمر تصمیم گرفتند چهل قبر را نبش قبر کنند تا قبر حضرت زهرا س) را پیدا کرده تا برجنازه‏ اش نماز بگذارند که از هیبت و فریاد تهدید حضرت على علیه ‏السلام ترسیدند و از بیم فتنه‏ اى بزرگتر پا عقب کشیدند.
امروزه توجه ویژه به سیره و مقام حضرت صدیقه‌ کبری (سلام الله علیها) به آن جهت بسیار مهم است که حضرت فاطمه الزهرا (س) ما را به تاریخ مردمی در هزار وچهار صد سال قبل می برد که نتوانستند در زیر سایه‌ اسلام واقعی سرنوشت خود راتعیین کنند و حضرت فاطمه الزهرا (س) با اعتراض ‌های خود به وضعی که بعد از رحلت رسول خدا(ص) پیش آمد ما را متوجه شرایط تاریخی آن زمان نمودند و حقایق تاریخی آن زمان رابا شهادت خود و فرزند گرامیشان برای همیشه تاریخ روشن و زنده ساختند و توطئه غاصبانه خلافت را افشا کردند.
می ‏بینیم که در مقابله با مهاجمان حضرت فاطمه سلام اله علیها به همه اهداف خود رسید و توانست ماهیت شرک و نفاق را در نمایش ماندگار تاریخ به همگان نشان دهد و قانونی بودن حکومت ابوبکر را زیر سؤال ببرد و به بهترین شکل ممکن از حریم ولایت دفاع کند و راه رسالت را تداوم ببخشد و با سفارش به پنهان کردن مزار خود منتظران فرصت را برای همیشه تاریخ تا ظهور حضرت مهدی (عج) رسوا کند.
یا فاطمه الزهرا (س) چه خوب که این اعتراض افشاگرانه را بر پیشانى تاریخ حک کردى و دشمن را بر کرسى رسوایى تاریخ جاودانه نشاندی.


دُخت گرامی پیامبر خدا (ص) یا فاطمه جان (س) این اعتراض تو در تشییع شبانه‌ ات و در مخفى کردن قبرت اگر چه تاریخ را از تحریف مصون ‌داشت و فریاد تظلم تو را برجهانیان تا ابد طراوت می ‌بخشد اما سنگین ‌ترین غم شیعیان تو گشت و عظیم ‌ترین درد اسلام و بزرگ ‌ترین اندوه انسانیت شد.
این چنین بود که حضرت فاطمه (س) در چهره بزرگترین حامى و پشتیبانی از امام مظلوم خویش ظاهر شد و سند حقانیت امیرالمؤمنین (ع) و مظلومیت آن بزرگوار را با خون خود مُهر زد و ابدیت بخشید.
اینک رهروان راستین بزرگ بانوی اسلام با اوتجدید عهد می کنند که به تاسی از اسوه صبر و بردباری و ظلم ستیزی با بیدادگری و تعدی و تجاوز بجنگند و از حریم ولایت تا پای جان ایستادگی نمایند.
فرا رسیدن شهادت جانسوز یگانه یادگار پیامبر اکرم میوه دل رسول خدا، همسر ولایت، ‌مادر امامت، اسوه حجاب و عفت و یگانه همتای امیر مؤمنان حضرت فاطمه الزهرا(س) را به همه پیروان راهش و قائم آل محمد (عج) و رهبر بزرگوار جهان اسلام امام خامنه ای (مدضله العالی) و به همه شیعیان مسلمانان و آزادگان جهان و مردم عزیز ایران تسلیت عرض می نماییم.


برچسب‌ها: شهادت حضرت فاطمه تسلیت
ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۳ ] [ 1:42 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

ای روح مطمئن شده از لطف خداوند به سوی آفریدگارت بازگرد در حالی که تو از لطف خداوند خشنود هستی ، خشنودِ خشنود، در جمع بندگان مخلص من درآی و به بهشت من وارد شو

آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر که به آیات نفس مطمئنه معروف است.


برچسب‌ها: روح مطمئن شده
ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 2:6 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

یکی از طرفداران آقای دکتر سعید جلیلی

اکثر مردم در زمان راي دادن به تناسب عقل شان مي انديشند و زماني که چيزي را ندانند اغوا و فريب پديد مي آيد و اين فريب خود آغاز ناداني ست و حکومت بر نادانان آسان.

عقل برتر در عدم اظهار به تيز هوشي ظاهر ميشود، صداي برتر در سکوت متجلي مي شود و سياست برتر در عدم آشکار ساختن تصميم نهفته است ولی روحانی همان اول با گفتن اینکه آمریکا کدخدای جهان است تصمیم خود را آشکار ساخت و هشت سال مثل یک کبوتر خیس زیر باران ایستاد.

روحانی و هم فکرانشان امثال علی لاریجانی و جهانگیری و چند نفر دیگر نه تدبيرشان را مي شناسند و نه خودشان را، این آقایان اگر بخواهند خودشان را بشناسند يک آينه آنها را کفايت مي کند و اگر بخواهند تدبيرشان را بشناسند بايد ويژگي هاي شخصيتي خودشان را که عدم شناخت خويشتن و اصول نيازهاي طبيعي و معنوي و شيوه هاي صحيح تأمين آنهاست را بياموزند که با خيالات و آرزوهایشان همراه شده است نه خدمت به خلق خدا ، به قول شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی اینها تشنه قدرت اند، نه شیفته خدمت .

ملاک برتری انسانها چیست؟ خداوند انسانها را بر اساس ایمانشان نسبت به یکدیگر برتری می دهد، نشانه های ایمان چه هستند؟ اطاعت از خداوند و انجام دستورات الهی که توسط پیامبران به انسانها ابلاغ شده اند و ایمان به روز جزا.

خواست خدا انتخاب برترین مردم برای رهبری آنهاست و اگر کسی تقوی، شجاعت و درایت بیشتری از کسی که کمتر دارای این صقات است را دارا بود قطعا به ریاست جمهوری مردم لایق تر است، و ملاک برتری آقای دکتر سیعید جلیلی در سوابق او نهفته است، ایشان شخصی هستند که به کاری که می کنند ایمان دارند بهتر است زمانی که مسئول مذاکرات با اروپا و آژانس بودند را سرچ کنید تا بفهمید چطور با اروپائیان مذاکره می کردند.

ای کاش آقای قالیباف کمی حکمت قاطی دیانت اش می کرد و به انتخابات چهاردهم ریاست جمهوری ضربه نمی زد ایشان چه بیایند چه نیایند محال است رئیس جمهور شوند چون ایشان فقط کمی از آرای تهران را در چنته خود دارند و بقیه مردم ایران ایشان را نمی شناسند ما از خدا می خواهیم آقای قالیباف تا وقت هست تصمیم درستی بگیرند و به نفع دکتر سعید جلیلی خود را کنار بکشند تا هم خشنودی خدا و هم خشنودی همه مردم انقلابی ایران را به دست آورند.

امروز مردم ایران نیازمند داشتن تفکری انقلابی و روحیه جهادی اند

مردم ایران اینک خسته و زخمی از سیاست های دولت روحانی، تفکر این دولت را سم مهلک ما می توانیم و خود باوری جوان ایرانی می دانند و این تفکر را هزاران برابر از تحریم ها و ارتش آمریکا خطرناک تر‌ می دانند، امروز تفکر لیبرالی آقایان خاتمی و هاشمی و روحانی به زیر خروارها خاک رفته و تفکر این افراد مفلوک و سازشکار در آگاه شدن مردم ایران به خود می لرزد.

احترام هر انسانی در بین مردم بستگی به هویت آن فرد دارد و هویت ما به دو چیز است مذهب و ملیت، ريشه تعصب در جهل است و ریشه دانش در بصيرت و اولين شرط رسيدن به بصيرت برای یک ملت خودباوری و خود آگاهی ست.

امروز مردم ایران نیازمند داشتن تفکری انقلابی و روحیه جهادی اند اگر تفکر انقلابی در مردم ایران شکوفا نشود نام اسلام و ایران و ایرانی از صفحه روزگار محو خواهد شد.

امروز اسلام و ایران نیازمند اتحاد و همدلی هستند و این روح حقیقی قرآن است که با افکار آزادیخواهانه و عقاید مترقی انقلاب اسلامی تطبیق می کند آن بی نظمی ها، بی ربطی ها و بی تدبیرها در دولت روحانی ربطی به قوانین اسلام نداشت و ندارد.

این مقرراتی ست که تفسیر کنندگان و سازش پذیران دولت روحانی فاسد و یاران و هم فکرانش که اینک وارد کارزار انتخاباتی شده اند توصیف می کنند همه آن اصلاحاتی ها و هم فکرانشان از رَحمِ اجاره ای روحانی درآمده اند و وارد رقابت و کارزار انتخاباتی شده اند جالب اینجاست اکثریت آنها و همه با هم علیه دکتر سعید جلیلی یک موضع واحد گرفته اند.

خداوندا از تو می خواهیم که انقلاب اسلامی نشانه ای از قدرت تو بر روی زمین باشد

یاران روحانی از لاریجانی و جهانگیری و امثالهم سلطه استعمار صهیونیستی آمریکائی را در قالب FATF و 2030 و CFT و امثالهم می خواهند دوباره زنده کنند، در حالی که این سایه شوم را یک مشت یهودی نژاد پرست اداره می کنند که روحیه عصیان گری دارند و مدام می گویند ما برترین انسانها هستیم، در حالی که فرمان سوم حضرت موسی (ع) خضوع و خشوع و نشان بندگی و استغفار است ولی آیا اینان این چنین اند؟.

اگر قرآن نبود قداست تورات و انجیل بقائی نداشت، خداوند به بنی اسرائیل فرمود: شگفتی در کفر و انکار شماست که نشانه های قرآن و خاتمیت را که در کتاب آسمانی تان آمده تحریف و پنهان می کنید، طبق گفته قرآن دشمن ترین انسانها را برای مسلمانان و مومنین در قوم یهود می یابیم.

خداوندا از تو می خواهیم که انقلاب اسلامی نشانه ای از قدرت تو بر روی زمین باشد، خداوندا بزرگی و عظمت از آن توست و سپاس تو را که مردانی بزرگ به رهبری ما گمارده ای، پروردگارا به مردم ایران قدرتی عطا کن تا انقلاب اسلامی را در زمین محکم کنند و آنانی را که به عهد خود به انقلاب وفادار مانده اند عزت ببخش که توئی قادر متعال و توانا به هر چیزی.


برچسب‌ها: رئیس جمهور آینده جلیلی
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 23:51 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

مرگ پدر تلخ است برای فرزند

مرگ پدر تلخ است برای فرزند، اما همیشه آغاز دوران دیگری است، من به شخصه از خداوند منان برای بازماندگان شهید رئیسی و همراهانشان تسلیت می گویم و آروزی صبری جمیل را برایشان از خداوند متعال درخواست می کنم.

شهید رئیسی محصول ایمان و عمل صالح بود که خداوند به او محبوبیت و قدرت نفوذ به دل‌ها را بخشیده بود، شهید سید ابراهیم رئیسی و اکثر همراهانشان مخصوصا وزیر محترم امور خارجه شهید ، محصول اخلاص و نماز شب بودند و به واسطه نماز شب، جلوه‌هایی از مقام محمود را به دست آورده بودند، آنها محصول ایمان و عمل صالح بودند برای همین هم خداوند به آنها محبوبیت و قدرت نفوذ به دل‌ها را بخشیده است.

دانشمندان ایران زمین ، زیبنده ایرانیان هستند، دشمنان ما اگر چنین دانشمندانی می خواهند باید خود آن را بجویند، هر چند آنها اگر بمیرند هم نمی توانند دانشمندانی همچون شهید حاج حسن تهذانی مقدم پدر موشکی ایران را داشته باشند.

فقط شخصیتی مثل سید ابراهیم رئیسی و یارانش می‌توانند معنای کاملِ سربازِ امام حسین بودن و حقیقتِ پاسدارِ اسلام بودن و خدمت به توده مردم را در دنیای امروز به تصویر بکشند و به دیگرن منتقل کنند و شهید سید ابراهیم رئیسی این طور زندگی، شهید گونه در راه خدمت به مردم در هزار کیلومتر دورتر از دفتر کارش ، نماد و الگوئی شد برای اقتدار جمهوری اسلامی ایران در جهان و به همه نشان داد، انشالله که روح او و همراهانش شادیادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد، آمین یا رب العالمین.

رهبر بزرگوارم علم شما قوه جاذبه دارد، امیران و قدرتمندان ما به خوبی پی برده اند که دشمنان ما علم و دانش و نفت و پول ما را می خواهند و برای ما و اعتقادات ما هیچ ارزشی قائل نیستند، آنها مثل دلقک های سیاسی برای پول گرفتن حتی رقص شمشیر هم می کنند، سربازان و مجاهدان شجاع و رشید جمهوری اسلامی ایران از هیچی غیر از خدا نترسید که اوست تمامی سرمایه ما مومنان.

هر چند این حادثه تلخ بود ولی ما می دانیم که سخت ترین سیاست ها در جهان مربوط به منطقه آسیای غربی (خاور میانه) می شود چرا که نفرت های عمیق و طولانی مردم این منطقه از آغاز تاریخ شروع شده است و به قول همه جهانیان و خبرنگاران و اندیشمندان، این ایران است که در سوزناک ترین نقطه زمین این قدر آرام است ما خدا را هزارا هزار مرتبه در روز شکر می کنیم چرا که امنیت و سلامت دو نعمت خفیه الهی هستند که خداوند به ما بندگانش داده است و این نعمت ها را اگر دراه خدمت به بندگان محروم خدا به کار ببریم نزد خدا ارزش پیدا می کند.

مرگ پدر تلخ است برای فرزند، اما  همیشه آغاز دوران دیگری است


برچسب‌ها: مرگ پدر تلخ است
ادامه مطلب
[ جمعه چهارم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 1:49 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

اینک سلاح اینک نبرد اینک جهاد

ای آفتاب چگونه توانی دوباره تابیدن

ای آسمان چگونه تو راست چشم و جرات دیدن

های ای زمین صبر، هان ای فلسطین رنج

خاک ات چگونه نلرزد از خشم و کین

سنگ ات چگونه بماند به روی سنگ

قلب ات چگونه نشِکافد ز رنج و درد

از این همه ستم ها که می شود بر کودکان فلسطین

این روزها در هر پگاه در هر سپیده دم تیره و سیاه

گرد عزا می نشیند بر تن هر برگ و،هر گل و گیاه

ظلمت می افکند هر روز بر سایه بی گناه فلسطینیان

بر روی مهر و ماه در زیر ترور و انفجار و مرگ

این راست قامتان رسا ایستاده اند اُستوار

در زیر ترور و انفجار، آن کودک اسمش عطا بود

آن دیگری یاسر، دیگری فوءاد بود

آن قامت های رسا با سرهای بلند چونان سه تیغ کوه

دل هایشان قوی آکنده از سُروُر و شهد شهادت بود

آوای صدایشان پژواک صد هزار مرگ با شکوه بود

با شهادت خود آن دژخیمان بد اندیش را به تمسخر گرفته اند

آن دلقکان بازی ترور و انفجار و اعدام آن دشمنان خلق فلسطین

آن غاصبان قدس در چشم هایشان عاری از حیات

مبهوت این همه سر سختی و دلاوری و صبر و مقاومت

انگشت های حیرت و ناباوری تا بُنِ دندان گزیده اند

اینک فلسطین یان در زیر انفجار و ترور در واپسین دم حیات

در فکر سبقت و شهادت اند هر یک ز دیگری

سلیم سلاح بر دوش به خدا گوید

نوبت مرا ده، برای نوشیدن شهد شهادت

آن دیگری نواده عزالدین قسام

فریاد زد نی نی نوبت مراست

آمد طنین صدای ابو محمد

اینک ترحمی ای دوستان تنها رها مکنید فلسطین را

زیرا که دل خو نگرفته است به تنهائی

نه در اندیشه مادر که چه لالائی ها گفت

نه به فکر خواهر که جهازش نشد آخر سرهم

نه به بابا که چه شب ها به فکر نان دو فرزند نخفت

فکرشان فکر شهادت قلب شان در طپش شوق رسیدن به کرانِ آزادی

رَهشان راه سعادت، چشمشان چون دو کبوتر

نگران تا چه زمان رخت ببندد ز فلسطین استعمار

یا کی آزاد شود قدس عزیز، قبله ثانی مردان خدا

این روزها در چنین صبح های غم آلوده و سیاه

کشور فلسطین شده در سوگ عزیزان گریان

پرچم مرگ و عزا سر هر خانه و کوی و برزن

شده هم آوا، گشته هم آهنگ با طپش های دل همرزمان

لرزد همراه تن مادر و فرزند و پدر

آبشاری ز سرشک جویباری ز خون

شده سر ریز ز چشم زن و مرد

کرده سوراخ دل هر خار سنگ

همراه تاب خوردن اجساد در فضا

آمد ندای منادی زکوه و دشت

با واپسین کلام ابو محمد

با آخرین صدای همرزمش عطا

با بهترین وصیت فوءآد

حاتم بس است کافی ست ندبه و زاری و غم

ای شهر غمگسار ای مادران رنج

ای کودکان مهر و شجاعت

ای مردم شجاع مقاومت

امروز زمان تحیت است اینک زمان جنگ

اینک زمان رها گشتن فلسطین از دست غاصبان

اینک زمان رهایی از چنگ دشمنان

اینک زمان قیام اینک زمان انقلاب

اینک سلاح اینک نبرد اینک جهاد

الله و اکبر الله و اکبر

آن قامت های رسا با سرهای بلند چونان سه تیغ کوه  دل هایشان قوی آکنده از سُروُر و شهد شهادت بود


برچسب‌ها: درود بر رزمندگان فلسطین
ادامه مطلب
[ جمعه سوم فروردین ۱۴۰۳ ] [ 21:49 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]
........ مطالب قديمي‌تر >>

درباره وبلاگ

سی و شش سال قبل امام خمینی (رضوان الله تعالی) از میان ما رفت ما مردم ایران با شکوهی بزرگ و بی نظیر او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم ولی این اندوهی بزرگ بر دل هایمان برجای گذاشت اندوهی برای ما و شادی برای او، چرا که مرگ حق است و بازگشت به سوی پروردگار، اما ما مردم ایران مومن ترین بنده خدا در زمان معاصر را از دست دادیم.
همه ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و بیشتر گناهان ما از آنجاست که این واقعیت بزرگ یعنی مرگ را فراموش می کنیم هزاران انسان از اول پیدایش آمدند که حال نشانی از آنان نیست برخی انسان ها به راه راست هدایت یافتند و برخی نه، چند صباحی دیگر قطعا هیچکدام از ما نیز در این دنیا نخواهیم ماند و به سرای دیگر خواهیم رفت پس باید بکوشیم در کار نیک که تنها چیزیست که با خود خواهیم برد و از تاریخ عبرت بگیریم که کسانی که از گذشتگان خود پند نگیرند خود عبرت دیگران خواهند شد.
این که بر رفتن امام راحل بگرییم موجه است اما این تمام دِینِ امام راحل بر گردن ما نیست بلکه تداوم و ماندن در راه او که راه خداست اصل است اینک حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رهبر عظیم الشأن مسلمانان جهان و جانشین امام راحل، راه او را که همان راه خداست را ادامه می دهند و مسلمانان همه عالم را بر زمین سرافراز خواهند ساخت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان یادگاری در تاریخ بشر از حکومت مقتدر الهی بر زمین باقی بماند.
باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد امامی که خود را در محضر خدا می دید استقلال و منیَتی نه برای خود و نه برای دشمنان خدا نمی دید برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.
نواي وبلاگ
طراح قالب

لوگوي حمايتي

امکانات وب