?
| صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم | ||
|
امشب شب شام غریبان است و تو ای زینب سلام الله علیها حرکت کن چون صدای قدم های تو ضرب آهنگ قیام ماست، حرکت کن ای قافله سالار عشق، زینب ای اسیر سربلند، ای تنهای بی برادر، ای دل به مصیبت داده، ای مادر عشق و درد، حرکت کن چرا که تاریخ آمده است تا همراه تو بعد از هزار و چهارصد سال بغضش را بترکاند تاریخ با آن همه ابهت و وقارش در مقابل دل بی قرار تو کم آورده است. ای زخم خورده نینوا، ای بانوی خورشیدهای دربند، ای زینب قهرمان، تو خود وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو خود دریای بی کران اشک را ساحل بودی، تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات به گوش تاریخ رساندی، و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جانسوز آن ظهر عطشناک در کوچه های پس کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد، تو به دنیا آمده بودی تا صبر را شرمنده کنی ای اسطوره تاریخ. یا زینب (س) ای زبان علی در کام، ای رسالت حسین بر دوش، ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی جلادان تاریخ، هم چنان به گوش تاریخ می رسانی، هنوز هیچ آشنا با عاشورایی، قدرت نیافته بزرگی شخصیت تو را درک کند، زینب(س)، با تمام روح لطیفش، اوج هر سختی را چشیده، اما زیبا و پرمنطق در کوفه و شام سخن میراند، چنان که قلبهای خفته را بیدار میکند و کم است مسلمانی در شامات که اسلامش را مدیون روشنگری زینب (س) نباشد. زینب یعنی تبلور صبر علی و تجسم عصمت فاطمه، زینب یعنی زینت شب های بی کسی و تنهایی، زینب یعنی مرحم زخم های سینه مادر، زینب یعنی سنگ صبور غربت و مظلومیت حسن، زینب یعنی خطبه گویای رشادت و حقانیت حسین، زینب یعنی زهرایی که سقیفه خون بارش کربلا آفرین شد، زینب یعنی پرستار زخم های عاشورایی، زینب یعنی آغوش پناه کبوتران پر و بال سوخته کربلایی، زینب یعنی زن، اسوه، وقار، شکیبایی، عصمت، نجابت و شجاعت. زینب یعنی وصف تمام خوبی ها تا بی نهایت. آری امشب شام غريبان اهل بيت پیامبر است و ما از غریبان بگوييم يا از مظلوميت، از وفا بگوييم يا از پيمان شكنی از عطش بگوييم يا از آتش، از عشق بگوييم يا از زينب، بگذار از زینب بگوییم، از رنج هاي زينب، از غصه هاي زينب، از قصه هاي زينب، و از حماسه هاي زينب از دل زينب و امان از دل بی قرار زينب(س) ، اما از كدامين غم زينب بگوييم، بايد از کجای شام غریبان سخن گفت چه روضهاي باید خواند و مصيبت كدامين غریبان را بازگو کرد، از بدن پاره پاره حسين علیه السلام بگوييم كه عريان در قتلگاه افتاده و خون پاکش سم اسب ها را خونین رنگ کرده و يا از بدن عباس علمدار كه نه سر در بدن دارد و نه دست در بدن، يا از علی اكبری بگوييم كه صورت پيامبر گونه اش را بر نيزه برافراشته اند، يا از علي اصغر شش ماهه كه اينك در گهواره خاكی خويش به خواب ابدی فرو رفته است، آیا از ياران بدون سر امام حسين علیه السلام بگوييم که غريبانه در گوشه گوشه ميدان جان باخته اند، يا از كودكان حسين علیه السلام كه غم يتيمي و اسيري را يك جا بر آنان وارد کرده اند، امان از دل بی قرار زینب، ای پيام آور كربلا عاشورا مرهون فداکاری های توست یا زینب (س) این تو بودی که با اسارت آزادی بخش خود، دفتر ننگین بنی امیه های زمان را در پیشگاه عقل همه ی فرزانگان گشودی و به همه مردمان نشان دادی و آنان را آگاه ساختی و بی تردید صحبت از حضرت زینب (سلام الله علیها) بانویی که فریادش یادآور خروش مولایی و وقارش، نشانی از عظمت و وقار زهرایی است، کاری بس مشکل است، ای زینب سرافراز و صبور که با فریاد رسای مرتضی گونه ات، همه ظلم را تحقیر کردی و با صبر جمیل و شگفت انگیزت، تاریخ را به اعجاب و تحسین وا داشتی. یا زینب (س) ای اسیر سر بلند، تو نبايد از هم فرو بپاشي چرا که عاشورا به شانه هاي تو تکيه کرده است، زانوان تو هرگز نبايد بلرزد، کمر راست کن دختر حيدر، بايد کودکان وحشت زده و هراسان اهل بیت پیامبر را زير پر و بالت بگيري، هنوز براي فرو ريختن و شکستن زود است، خيلي زود که تازه اول مصيبت است، خواهر غمديده ام خيمه ها را به آتش کشيدند مي بيني؟ شتاب کن بايد کودکان را از خيمه هاي سوزان دور کني به چه مي انديشي؟ حتما فکر مي کني اين صحنه را پيش تر ديده اي؟ شايد به ياد در سوخته ای افتادي که پهلوی مادرت را.... و یا شاید به یاد مقتل پدرت در محراب کوفه افتادی، و به ياد آشيانه ی شعله ور و به ياد کبوتر سفيد خونين بال، ولی اینک برخیز حالا نوبت توست، تو نبايد از هم فرو بپاشي، بي تابی ات را پنهان کن، مبادا زنان و کودکان بي تابی ات را به تماشا بنشينند، چرا که تو تنها تکيه گاه اين بي پناهانی، نگاه کن به آن سمت مي بيني؟ دست آن نامرد به قصد سيلی به صورت رقیه به آسمان بلند شده شتاب کن، شتاب کن خواهر نازدانه ام را درياب چرا که تو سالار قافله سرهای بر نیزه ای. یا زینب سلام الله علیها قامتت را راست نگه دار ای دخت امیر مومنان، ای مادر غم هنوز براي گريه زود است، جلوي بارش اشک هايت را بگير، زنان و کودکان نبايد چشمان باراني تو را ببينند، آه چه مي کني ای محبوبه ی خدا؟ مگر صداي ضجه و شيون فرشتگان را نمي شنوي؟ لب از رگ های بريده بردار ، ای زينب (س) ، من از آوار آسمان ها بر زمين مي ترسم، بلند شو ای اسير سربلند ، تو قلب اين کارواني، اگر تو بنشيني عاشورا خاموش مي شود و خون خدا براي هميشه در نینوا مي خشکد. یا زینب (س) این تو هستی که بعد از عاشورا کتاب سرخ شهادت را باید تفسير کنی، نامت بلند و جاودانه باد ای دخت گرامی و ستم کشیده امیر مومنان، تو در عاشورا در آن روز عشق و خون به تماشاي زيباترين جلوه هاي هستي ايستادي و با صلابت و استواريت در برابر فريبکاران تاريخ جلوه ي زيبا و ماندگاري خلق کردي، علي وار خطبه خواندي و غرور جاهلي امويان را در هم شکستي و کاخ ستم يزيديان را متزلزل ساختي، این تو بودي که با اسارت آزادي بخش خويش دفتر ننگين بني اميّه را در پيشگاه عقل همه ي فرزانگان عالم گشودي و به همه مردمان نشان دادی و آنان را آگاه ساختی که این خاندان (طلقا) آزادشدگان همگی مولفه القلوب هستند. یا زینب اینک تو مانده ای و این قافله بدون سردار، تو باید سالار این قافله باشی پس باید فرياد برادر از حنجره ی تو بيرون بیاید، باید پژواک صدایت زلزله وار بنيان و اساس کاخ ستم یزید را بلرزاند، اينک اي پيام آور کربلا اگر تو لب نگشايي چه کسي خواهد دانست که در نينوا چه گذشته است، پس فرياد برآور چرا که من بعد اين رسالت توست، ای سالار کاروان اسيران سر بلند ، تو در آغاز یک مسير لايتناهي است، ای زینب اين کاروان کوچک تو، چون فرات جاری خواهد شد، جوشان و شعله ور تا ابدیت زمان، یا زینب تو باید سردار قافله کربلا باشی تا در اربعین به انسانها درس های عاشورا را بیاموزی و بگویی که آزادگی و پيروزي در متن فداكاري و خون به دست می آید. ای دختر اميرمومنان بی شک مصيبت پر گشودن مادرت فاطمه آن قدر بزرگ بود که اندوهي جاودان برای تو باشد، همه مي دانیم که تو هنوز محراب خونين مسجد کوفه را از ياد نبرده ای، هنوز طعم برنده ی زهر جعده را بر جگر برادرت امام حسن (ع) به یاد داری و اينک مصيبتی تازه به نام عاشورا، و بدان ای زینب (س) بدان که عاشورا در کتاب کهن تاریخ تنها یک نام نیست، بلکه خورشیدی است که در آسمان بشریت می تابد و زندگی را برای همه آفریده های خداوند به ارمغان می آورد، عاشورا تنها حادثه ای نیست که غبار فراموشی بر آن بنشیند و یاد و خاطره اش ازدل ها برود، موجی نیست که در نشیب آید و کفی از آن بر آب باقی بماند، آتشی نیست که با جرقه ای روشن گردد و با نسیمی گرمای آن به سردی گراید، و برقی نیست که در آسمانی طوفانی بجهد و بی درنگ خاموش شود. یا زینب اگر خون حسین و یارانش در عاشورا به زمین ریخت ولی با صبر و رنج و اسارت تو معنا یافت، یا زینب آیا می دانی که خاک نینوا زمینش آسماني ترين زمين است؟ و تشنه ترين واژه ها در این خاک معنی می شوند، یا زینب عطش آب و صبر و عشق و جراحات در تو معنی می شوند چرا که در روز عاشورا شاهد بودی که سم اسبان رذل ترین اشقیا با خون پاک خدا رنگین شد. یا زینب کبری (س) همانا که آسمانيان التجا به دامان شکوهت برده و زمينيان دخيل به آستانه آسمانی ات مي بندند، عاشورا به همراهي با تو مي بالد و کربلا هميشه معطر از عطر نام و ياد توست، از مدينه تا دمشق از تل زينبيه ات در عراق تا مقام زينبيه ات در مصر از زمين تا آسمان از عرش تا بهشت، از دل ارادتمند ما تا حريم حرم مشکل گشای تو، فقط تکرار نام آسماني توست که بر زبان ما جاري است، سلام بر خاک تشنه ای که سرگشته تو را خواند، سلام بر نگاه هاي مضطرب تو ، سلام بر تو اي بانوی ايستاده بر آتش، سلام بر سوختگي لب هايت، سلام بر گيسوان پريشانت، سلام بر لحظه غريبانه اسارتت، سلام بر قامت خميده ات، و سلام بر جگر سوخته ات یا زینب (س) برخیز که تو نباید فرو بپاشی. یا زینب (س) در ظهر عاشورا تاریخ با زبان حسین در کربلا سخن گفت و تو با حنجره ات فرياد برآوردی که در کربلا هیچ چیز تمام نشده است، بلکه عاشورا شروع راه است برای رسیدن به فرياد فرو خفته تو در گلوی زمان که عاقبت اين چنين با شکوه و سرخ فواره زد، یا زینب اين را همه بدانند فانوسي را که حسين افروخته است به دست تو بر اوج تاريخ نصب خواهد شد و اين رسالت توست ای بانوي عشق و عطش، یا زینب حماسه ی سرخ عاشورا وام دار هميشه ی توست، و خاطره ي حماسه آفريني هايت زينت بخش تاريخ کربلاست. امشب تاريخ باید بداند كه فرزندان علی (ع) بر حق بودند و در روز عاشورا پیام مهم عاشورا را در صفحات تاریخ حک کردند و زینب که حالا رسول كربلا شده است بايد اين پيام را به گوش تاريخ برساند، او بايد استوار بماند به استواري جبل النور، تا پيام رسان کربلا باشد تا تاريخ را زنده نگه دارد، او بايد استوار باشد كه اگر در كوفه به دست كودكان گرسنه خاندان رسول خدا(ص) نان دادند نان را از دستشان بگيرد و بگويد صدقه بر خاندان پيامبر(ص) حرام است، او باید همچون کوه استوار باشد تا در كاخ ابن زیاد صدایش را به حقيقت بلند كند و خطبههاي علی (ع) رادر شهر غفلت زدگان دوباره زنده كند، باید وقتی که يزيد چوب بر دندان حسين (ع) مي زند همچون شير بغرد و صدای انتقام خدا باشد كه در گوش سفاکان زمان باقی بماند و در تاریخ ماندگار شود، آری زینب از امشب پیام آور کربلا شده است پیامی که تاریخ را رقم می زند و راه و مرام حسین را بر صفخاتش حک میکند، امروز امام حسین با همین یاران اندکش مسیر تاریخ را عوض کردند و حالا زینب باید پیام آور این رسالت بزرگ باشد. آری امشب شام غريبان است كه از يك سو بدن هاي زخم خورده و سر از بدن جدا شده شهيدان بر روي خاك افتاده و از سوي ديگر زنان مصيبت زده و از طرفي بانوي دل شكسته نزد تنها يادگار برادر در خيمه هاي سوخته او را دلداري ميدهد، ولی زینب خسته است از فرط خستگي ناگه خوابش مي برد و در عالم رويا مادرش را ميبيند و ميخواهد شكوه عاشورا را پيش مادر بيان كند، كه حضرت فاطمه (س) مي فرمايد تاب شنيدنش را ندارم چون هنگامی كه سر از بدن فرزندم حسين جدا می كردند من حاضر بودم اكنون برخيز و سكينه را پيدا كن، زينب یک دفعه برخاست هر چه سكينه را صدا كرد او را نيافت سپس با ام كلثوم به دنبال او گشتند و در نهايت عزيز پدر را نزديك قتلگاه پيدا كردند كه دستش را به سينه پدر چسبانده بود و با جسم بي سر پدر درد دل می كرد. امشب شام غريبان است و صحراي كربلا مي رود كه تاريك و تاريك تر شود و گرگان گرسنه در جاي جاي آن به دنبال دختركان و طفلان مي دويدند تا شايد گوشوارهاي از گوش آنان بكشند و یا خلخالي از پای آنان بربايند، یا زینب (س) تو چه كشيدي در آن شب سیاه غريبان. زینب امشب نشسته نماز ميخواند تا فردا كه زنجير به دستانش می زنند و بر شتران بی محمل سوارش می کنند بتواند سالار قافله ی آزادگان دشت كربلا باشد، و همچون سرو به بلنداي نيزهای كه سر خورشيد را بر خود جاي داده است بايستد، آري او بايد بايستد تا تاريخ بداند كه فرزندان علي(ع) بر حق بودند و اين پيغام را بايد رسول كربلا به گوش تاريخ برساند، او بايد همچون سرو بلند و آزاده در کنار سر برادرش بر نیزه بايستد تا رسالت تاریخی خودش را انجام بدهد. شب به نيمه رسيده است و زينب(س) در حال خواندن نماز شب است مانند هر شب، اما اين بار بی حسين (ع) ولی اين نماز رنگ و بويي ديگر دارد، لشكريان عمر سعد در اطراف حرم قدم میزنند هنوز صداي امام حسین (ع) در هنگام وداع در گوش زينب (س) می پیچد كه میگفت خواهرم مرا در نماز شبت دعا كن. زینب سلام الله علیها فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود، او روح بلند و رضا بود، حضرت زینب کبری سلام الله علیها در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. آری زینب (س) به جهان آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند، آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد، آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند، مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد، آمده بود تا فریاد بلند مظلومان تاریخ باشد، فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد. و ما برای تو مینویسیم ای زینب (س) ای آزاده اسیر، ای قامت سبز اعتراض، ای نهال بارور ایثار، ای جاری زلال متانت، ای آیه صراحت و عفت، ای مظهر لطافت و رحمت، آخر چگونه میتوان تو را گفت و تو را نوشت، ای دخت گرامی و ستم کشیده امیر مومنان، تو در آن روز خون به تماشای زیباترین جلوه های هستی ایستادی و با صلابت و استواریت در برابر فریب کاران تاریخ جلوه ای زیبا و ماندگار خلق کردی، علی وار خطبه خواندی و غرور جاهلی امویان را در هم شکستی و کاخ ستم یزیدیان را متزلزل ساختی. غروب عاشوراست خيمههاي سوخته و شبی تاريك و بغضآلود شام غريباني را رقم ميزند كه زينب سلام الله عليها با اين همه مصيبت جانكاه به ياري اهل حرم ميشتابد و به امام خود دلداري ميدهد، و به راستي بايد گفت امان از دل زينب، ديگر از آن همه سرو صدا و ولوله خبري نيست گويا دشت نينوا به خوابي سنگين فرو رفته است اما در دل زنان و كودكان اهل بیت پیامبر خدا غوغايي بر پاست، شب عاشورا با تاريكي خود در راز و نياز زينب شريك می شود و زينب در اين شرايط نماز شب خود را با حالتي نشسته اقامه ميكند تا نشان دهد اين شهادت ها فقط براي ستون اسلام نماز بوده است، از اينجاست كه عاشورا در دل تاريخ مي ماند چرا كه اگر زينب سلام الله عليها نبود عاشورا نيز نبود، یا زینب هنوز هم ندای تو در کاخ کوفه و در کاخ سبز دمشق و در گوش زمان می پیچد و غافلان را بیدار میکند.
[ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ] [ 23:4 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]
|
||
| [ طراحي : افسران جوان جنگ نرم ] [ Weblog : jnarm.blogfa.com ] | ||