?
صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم
جديدترين مطالب
آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ
لينک همسنگران

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع مطلب: آیا صدور انقلاب اسلامي واجب است ؟

 یکی از اولین مسایلی که همیشه درباره هر پدیده‌ای می‌توان پرسید و کمک می‌کند                    
به شناخت بهتر پدیده، چرایی آن پدیده است. صدور
انقلاب هم یکی از پدیده‌هایی
است که می‌توان درباره چرایی آن صحبت نمود. صدور
انقلاب فی نفسه پدیده‌ای
تاریخی است. یعنی انجام عملی که منجر به گسترش دامنه
انقلاب رخ داده در یک
محدوده جغرافیایی شود. تنها در محتوا و چگونگی این پدیده
تفاوت وجود دارد. برای
مثال از زمان صدر اسلام نیز می‌توان نمونه‌های ان را
مشاهده نمود. زمانی که در
حجاز انقلابی معرفتی به دست پیامبر اسلام(ص) به وجود
آمد، هم در زمان ایشان و
هم بعد از فوت ایشان، مساله صدور اسلام بود و
نامه‌هایی را که از سوی پیامبر(ص)
به پادشاهان ایران و روم فرستاده شد، بر همین
مبنا می‌توان تحلیل کرد. بعد از
رحلت ایشان در زمان خلیفه دوم نیز البته با
ترکیبی از قدرت سخت و نرم مرزهای
جدید برای گسترش اسلام بازگشایی شد
.

در زمان انقلاب فرانسه نیز این پدیده اتفاق افتاد. جنگ‌های ناپلئونی برای گسترش
مرزهای انقلاب بود. برای گسترش آزادی و سایر ارزش‌هایی که در فرانسه براساس آن

انقلاب شده بود. در قرن بیستم نیز پس از پیروزی انقلاب روسیه که ذیل تفکر

کمونیستی برپا شده بود، مساله صدور انقلاب کمونیستی مشاهده شد. البته نگاه

کمونیست‌ها استفاده از زور و سرنیزه برای صدور انقلابشان بود
.

بعد از انقلاب اسلامی ایران نیز مساله صدور انقلاب مطرح گردید. به نظر می‌رسد
برای بررسی چرایی صدور انقلاب در هر انقلابی، نیاز است تا خود آن انقلاب را

شناخت. صرف اطلاق انقلاب یکسان بودن انقلاب‌ها را نشان نمی‌دهد، و برای همین

است که تفاوت‌های بعضا اساسی در انقلاب‌های مختلف دیده می‌شود. به طور قطع صدور

انقلاب ریشه در چیستی آن انقلاب دارد. از طرفی همین چیستی تعیین کننده مدل صدور

انقلاب خواهد بود. هر قالبی برای هر نوع انقلابی مناسب نیست، لذا در اینجاست که

جنس انقلاب اهمیت می‌یابد
.

جهان شمول بودن اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی
اولین چیزی که از وجود پدیده
صدور انقلاب می‌توان نتیجه گرفت این است که
آرمان‌های آن انقلاب فراتر از
مرزهای سرزمینی است. و الا نباید از صدور انقلاب
سخن به میان آورد. انقلاب
اسلامی نیز آرمان‌هایی داشت که تنها برای یک محدوده
جغرافیایی نبود. ریشه این
آرمان‌ها نیز در دین مبین اسلام و جهان شمول بودن این
دین است. در اندیشه
اسلامی تمامی افراد با یکدیگر برابر و بنده خدا هستند،
مرزهای جغرافیایی، نژاد،
رنگ ملاکی برای طبقه‌بندی افراد نیست. دقیقا خلاف آیین
یهود فعلی که دینی
برپایه نژاد آدم‌هاست. به طور حتم حرکتی که برپایه اندیشه
اسلامی شکل بگیرد،
باید مانند خود اسلام آرمان‌های جهان شمول داشته باشد. حضرت
آیت الله خامنه ای
رهبر انقلاب در تبیین حرکت امام خمینی(ره) می‌فرمایند:

"امام بزرگوار با پرچم اسلام، با پرچم ضدیت با سلطه و سلطه­گرائى در این کشور
قیام کرد و این کار بزرگ را به ثمر رساند. انقلاب اسلامى با همه­ى انقلابهاى

دیگر متفاوت است؛ نه یک انقلاب صرفاً معنوى و فرهنگى است، نه یک انقلاب صرفاً

اقتصادى است، نه یک انقلاب صرفاً سیاسى است؛ یک انقلاب هم هجانبه است. مثل خود

اسلام است."[1
]

آرمان‌های انقلاب اسلامی ترجمه شده آرمان‌های اسلام است که متناسب با اقتضائات : روز ارایه شده است. همان چیزی که امام خمینی(ره) از آن با نام اسلام ناب یاد
می‌کند که در مقابل اسلام آمریکایی قرار گرفته است. ایشان در تبیین هنر انقلابی

اینگونه از اسلام ناب می‌گویند
:

" تنها هنرى مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه
علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدى- علیهم السلام- اسلام فقراى دردمند، اسلام

پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‏آور محرومیتها باشد. هنرى

زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه دارى مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده

اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگى، اسلام مرفهین بى‏درد،

و در یک کلمه «اسلام امریکایى» باشد "[2
]

اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی
برای شناخت آرمان‌های انقلاب اسلامی به چند
منبع می‌توان رجوع کرد. مهمترین
آنها بیانات حضرت امام خمینی(ره) و قانون اساسی
جمهوری اسلامی ایران است. در
ادامه مهمترین اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی
ایران را که جهانی هستند بیان
می‌نماییم
.

مبارزه با ظلم جهانی (استکبار جهانی)
محوری‌ترین آرمان انقلاب اسلامی مبارزه
با ظلم بوده و هست. چه  ظلم داخلی و چه
ظلم در سطح بین‌الملل. در داخل که قالب
آن استبداد بود و وقوع انقلاب اسلامی
سبب از بین رفتن این ظلم گردید. در سطح
خارجی سلطه‌گری ظلم بزرگ زمانه است.
انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی به
پیروزی رسید، در زمانی‌که پارادایم
حاکم بر نظام بین‌الملل پارادیم جنگ سرد
بود. طبیعی بود که هر کشوری که دچار
تغییر و تحولی می‌شد، یا به سمت غرب می‌رفت
و یا در بلوک کمونیستی قرار
می‌گرفت. اما انقلاب اسلامی با تکیه بر اصول اسلام
ناب هر دو بلوک شرق و غرب را
به عنوان قدرت‌های زورگو دانسته و از همان ابتدای
شعار " نه شرقی، نه غربی" را
سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داد. و یکی از
آرمان‌های آن قطع وابستگی به شرق و
غرب بود
.

"من بارها گفته‏ام و در این روز بزرگ مى‏گویم [تا] قطع تمام وابستگیها به تمام
ابرقدرتهاى شرق و غرب، مبارزات آشتى ناپذیرانه ملت ما علیه مستکبرین ادامه

دارد. همه مى‏دانیم که جهان اسلام در انتظار به ثمر رسیدن کامل انقلاب ماست؛ ما

از تمام کشورهاى زیر سلطه براى به دست آوردن آزادى و استقلال کاملًا پشتیبانى

مى‏نماییم‏"[3
]

مبارزه با ظلم و ستمی که از طرف دو ابرقدرت زمان یعنی شوروی و آمریکا بر مردم
جهان به خصوص مسلمانان می‌شد، از مهمترین آرمان‌های انقلاب اسلامی در سطح

بین‌الملل بود
.

"ما درصدد خشکانیدن ریشه‏هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و کمونیزم در جهان
هستیم. ما تصمیم گرفته‏ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را که بر این

سه پایه استوار گردیده‏اند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه

علیه و آله و سلم- را در جهان استکبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند

شاهد آن خواهند بود"[4
]

آرمان مبارزه با ظلم و استکبار جهانی و برقراری حکومت عدالت ، آرمانی نبود که
تنها بخواهد در چارچوب مرزهای کشور دنبال شود. از همان ابتدای آغاز حرکت انقلاب

، امام خمینی(ره) خطاب خود را به تمامی مسلمانان و نیز مستضعفین عالم می‌دانست،
موضوعو پیام‌های بسیاری خطاب به آنها صادر می‌نمود. علت این کار نیز مشخص است.
برقراری عدالت در یک نقطه از جهان تنها زمانی به سرانجام خواهد رسید که سایر

نقاط جهان نیز به سمت برقراری عدالت حرکت نمایند. در این راه بزرگترین مانع

دولت‌های زورگو و قدرتمند هستند که همیشه در راه سلطه‌گری قدم برمی‌دارند
.
عدالت به معنای نفی ظلم است و ترجمانش در سیاست خارجی نفی سلطه‌گری قدرت‌های

زورگو می‌گردد
.

"باید مسلمین در آستانه قرن پانزدهم هجرى بپاخیزند و در زیر پرچم الهى- اسلامى
از حقوق حقه خود دفاع کنند و دست ستمکاران، خصوصاً ابرقدرتهاى شرق و غرب را قطع

کنند و دیکتاتورهاى مدعى دموکراسى و کمونیستى را به جاى خودشان نشانند"[5
]

آمریکا شیطان بزرگ، اسراییل غده سرطانی
یکی از بزرگترین نمادهای استکبار در
جهان فعلی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی
است. انقلاب اسلامی از ابتدا تفاوتی
میان این دو مساله نگذاشته است.چرا که هردو
را در راستای یکدیگر می‌دانسته است
. اگر رژیم صهیونیستی در جهان اسلام توانسته‌
شکل‌ بگیرد و حقوق مظلومین فلسطینی
را پایمال نماید تنها به دلیل حمایت آمریکا
و متحدانش بوده است. اگر چه در
انقلاب اسلامی ایران، سابقه مبارزه با اسراییل
در مقایسه با مبارزه با آمریکا
بیشتر است، اما هیچ‌گاه این دو مبارزه از یکدیگر
تفکیک نشده است. یعنی زمانی که
از مبارزه با اسراییل سخن گفته شده، آمریکا نیز
در نظر بوده است. حضرت امام
خمینی(ره) با شیطان بزرگ خواندن آمریکا ، ماهیت
حقیقی آمریکا را برای مسلمانان
و مبارزین انقلابی نمایان ساخت.

در مساله اسراییل برخورد انقلاب اسلامی بسیار شدیدتر بوده است. از همان ابتدا
نامشروع بودن تشکیل اسراییل بخش اصلی گفتمان انقلاب اسلامی در مسایل بین‌المللی

بود. از ابتدایی‌ترین روزهایی که حضرت امام خمینی(ره) نهضت خود را آغاز

کرده‌اند، مبارزه با اسراییل یکی از محورهای اصلی مبارزه بوده است. ایشان

اسراییل را غده سرطانی نامیدند که تنها راه علاج آن، از بین بردن آن است
.

"من از سالهاى طولانى راجع به اسرائیل و راجع به جنایات او همیشه در خطبه‏ها،
در نوشته‏ها، گوشزد کرده‏ام به مسلمین که این یک غده سرطانى است در یک گوشه

ممالک اسلامى، و اینطور نیست که اکتفا بکند به همان «قدس» و اینها، اینها

بنایشان بر این است که پیش بروند؛ یعنى اینها تابع سیاست امریکا هستند. امریکا

هم آمالش فقط یکجا نیست، چنانچه همه ابرقدرتها مى‏خواهند همه ممالک را تحت

سیطره قرار بدهند، اگر بتوانند"[6
]

در منطق انقلاب اسلامی تا زمانی‌که مسلمانان با یکدیگر متحد نشوند نمی‌توانند
بر این غده سرطانی که از پشتیبانی بی‌چون و چرای شیطان بزرگ برخوردار است، غلبه

نمایند.[7] به دلیل نبود اتحاد میان مسلمانان است که هر روز مسلمانان شاهد

دست‌اندازی ابرقدرت‌ها به یک کشور مسلمان هستند. آنچه که در لبنان، عراق و

افغانستان و اخیرا در لیبی دیده می‌شود، به دلیل نبود اتحاد میان مسلمانان است
.

حمایت از مستضعفین عالم
همانطور که اشاره شد، در منطق انقلاب اسلامی عدالت
در یک کشور تحقق نخواهد یافت
مگر اینکه در تمام جهان عدالت جاری گردد. لذا در
اینجاست که مساله حمایت از
مستضعفین عالم معنا می‌یابد. چرا که تنها آنها هستند
که با حرکت‌های خود
می‌توانند در تحقق یافتن عدالت گامی‌ بردارند. حرکت‌ انقلاب
اسلامی که خود
انقلابی از جنس مستضعفین بود، و این ویژگی را بارها حضرت امام
(ره) تذکر داده بودند از

گردیده‌اند. بارها ایشان از محرومین و مستضعفین به عنوان صاحبان انقلاب یاد
کرده‌اند.[8] ایشان در متن حکم حجت الاسلام روحانی که با موضوع
تدوین تاریخ
انقلاب اسلامی ایران بوده است می‌فرمایند
:

"باید پایه‏هاى تاریخ انقلاب اسلامى ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب
قدرتها و ابرقدرتها باشد. شما باید نشان دهید که چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد،

تحجر و واپسگرایى قیام کردند و فکر اسلام ناب محمدى را جایگزین تفکر اسلام

سلطنتى، اسلام سرمایه دارى، اسلام التقاط و در یک کلمه اسلام امریکایى

کردند."[9
]

طبیعی است که انقلابی که خود توسط مستضعفین ایجاد شده است، از سایر حرکت‌های
عدالت‌طلبانه مستضعفین در سراسر جهان حمایت نماید و حتی در این راه آماده

جانفشانی باشد
.

"ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد
...امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ

اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. "[10
]

 در مقدمه قانون اساسی نیز با اشاره به ماهیت انقلاب اسلامی مردم ایران بر
تداوم این انقلاب در داخل و خارج از ایران تاکید شده است[11]. یعنی داشتن

ارتباط با گروه‌های انقلابی خارج از کشور که در راستای نفی استبداد و استکبار

حرکت می‌نمایند. البته این آرمان و هدف انقلابی تنها در مقدمه قانون اساسی بیان

نشده است تا صرفا حالتی شعاری و بدون عمل داشته باشد، بلکه یکی از اصول قانون

اساسی را نیز تشکیل می‌دهد. این مساله اهمیت حمایت از مستضعفین را برای جمهوری

اسلامی ایران بیان می‌کند. در اصل 154 قانون اساسی که مردم ایران به آن رای

مثبت داده‌اند آمده است
:

"جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و
استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنا بر این در

عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزه

حق‏طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند."[12
]

در طول سه دهه از انقلاب اسلامی این اصل اجرا گردیده که نمونه بارز آن دفاع از
حقوق مردم مظلوم فلسطین بوده است. مساله‌ای که سبب شده بارها دولت‌های استکباری

جمهوری اسلامی ایران را متهم به حمایت از تروریسم نمایند، اما ایران با تکیه بر

اصول دینی و انقلابی خود دفاع از حق مظلوم را وظیفه خود می‌داند. حمایت از

مبارزین لبنانی،‌عراقی، افغان و ... از جمله حمایت‌هایی است که در طول سه دهه

گذشته از طرف جمهوری اسلامی ایران انجام شده است
.

 بر گرفته از : 
1] -  - بیانات مقام معظم رهبری در نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره
(

 [2] - امام خمینی(ره)، صحیفه امام، ج‏21،ص145 :پیام به هنرمندان و خانواده
شهدا(تجلیل از هنر و هنرمندان متعهد
(

 [3] - همان، ج‏12 ،ص 146:  پیام به ملت ایران در سالگرد پیروزى انقلاب

 [4] - همان،ج‏21،ص74: پیام به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه(قبول
قطعنامه 598
(

 [5] - همان، ج‏12، ص 136 پیام به مسلمانان ایران و جهان(قیام مستضعفین جهان
علیه مستکبرین
(

[6] -  همان، ج‏12، ص 318:هشدار به بیدارى مسلمین در مقابله با استکبار

[7] -  من از سالهاى طولانى راجع به اسرائیل و راجع به جنایات او همیشه در
خطبه‏ها، در نوشته‏ها، گوشزد کرده‏ام به مسلمین که این یک غده سرطانى است در یک

گوشه ممالک اسلامى، و اینطور نیست که اکتفا بکند به همان «قدس» و اینها، اینها

بنایشان بر این است که پیش بروند؛ یعنى اینها تابع سیاست امریکا هستند. امریکا

هم آمالش فقط یکجا نیست، چنانچه همه ابرقدرتها مى‏خواهند همه ممالک را تحت

سیطره قرار بدهند، اگر بتوانند" صحیفه امام ، ج 12 ص 318

[8] -  رک : همان، ج 7 ،ص333 و ج 18، ص 152 و ج 19،ص 151

 [9] -  همان، ج‏21 ص 239: نامه به آقاى سید حمید روحانى(مأموریت تدوین تاریخ
انقلاب اسلامى
(

[10] -  همان ،ج‏21، ص  74 ،پیام به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه

 [11] -مقدمه قانون اساسی مصوب سال 58 و اصلاح شده در سال 68 ( وبسایت مرکز
پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
(

[12] -  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( وبسایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای
اسلامی
(

 

[ شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 3:26 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

درباره وبلاگ

سی و شش سال قبل امام خمینی (رضوان الله تعالی) از میان ما رفت ما مردم ایران با شکوهی بزرگ و بی نظیر او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم ولی این اندوهی بزرگ بر دل هایمان برجای گذاشت اندوهی برای ما و شادی برای او، چرا که مرگ حق است و بازگشت به سوی پروردگار، اما ما مردم ایران مومن ترین بنده خدا در زمان معاصر را از دست دادیم.
همه ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و بیشتر گناهان ما از آنجاست که این واقعیت بزرگ یعنی مرگ را فراموش می کنیم هزاران انسان از اول پیدایش آمدند که حال نشانی از آنان نیست برخی انسان ها به راه راست هدایت یافتند و برخی نه، چند صباحی دیگر قطعا هیچکدام از ما نیز در این دنیا نخواهیم ماند و به سرای دیگر خواهیم رفت پس باید بکوشیم در کار نیک که تنها چیزیست که با خود خواهیم برد و از تاریخ عبرت بگیریم که کسانی که از گذشتگان خود پند نگیرند خود عبرت دیگران خواهند شد.
این که بر رفتن امام راحل بگرییم موجه است اما این تمام دِینِ امام راحل بر گردن ما نیست بلکه تداوم و ماندن در راه او که راه خداست اصل است اینک حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رهبر عظیم الشأن مسلمانان جهان و جانشین امام راحل، راه او را که همان راه خداست را ادامه می دهند و مسلمانان همه عالم را بر زمین سرافراز خواهند ساخت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان یادگاری در تاریخ بشر از حکومت مقتدر الهی بر زمین باقی بماند.
باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد امامی که خود را در محضر خدا می دید استقلال و منیَتی نه برای خود و نه برای دشمنان خدا نمی دید برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.
نواي وبلاگ
طراح قالب

لوگوي حمايتي

امکانات وب