?
صفحه اصلي تماس با ما عناوين مطالب پروفايل وبلاگ جنگ نرم
جديدترين مطالب
آمار وبلاگ
لوگوي وبلاگ
لينک همسنگران

بسم الله الرحمن الرحیم

  پديده اي به نام مشاييسم

دیگر قضیه مدیریت انبیا و ملت اسرائیل و اینها نیست قصه قصه ای تلخ ولی واقعی ست.

عزل و سپس ابقای حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ماجرای که اولی توسط رییس جمهور و به تحریک تیم مشایی انجام شد و دومی به فرمان رهبر حکیم انقلاب اسلامی یک بار دیگر ماجرای تلخ مخالفت رهبری با انتصای مشایی به معاونت رییس جمهور و عدم تمکین دولت را در ذهن ها زنده کرد.

اشتباه نشود ماجرا از شنبه روز عزل حسين عبدالهي از نزديكان به تيم مشايي توسط جناب مصلحي شروع نشد خيلي قبل تر حدود دو ماه پیش یعنی اسفندماه 89 بحث بین  آقاي رئيس دفتر و وزیر اطلاعات جناب آقای مصلحی در خصوص  مسئول حفاظت اطلاعات وزارت اطلاعات بالا گرفت .

موضوع از این قرار بود که بعد از تقریبا آخرین جلسه هیئت دولت نهم در مشهد که منجر به بر کناری چهار وزیر از جمله وزیر اطلاعات وقت جناب محسنی اژه ای شد مهره چینی آقای رئیس دفتر در وزارت خانه های مختلف آغاز شد تقریبا در کل وزارت خانه های دولت دهم اعم از وزرا و معاونین اول تا دسته چندم هر کدام به نحوی به جناب  رئیس دفتر ارادت خود را نشان داده و در غیر این صورت ارادت رئیس دفتر به آنها نشان داده می شد.

اما در این بین وزارت اطلاعات از دسترس ایشان خارج ماند و پس از ورود مصلحی به این وزارت خانه تلاش های مشائی جهت مهره چینی مدیران و معاونان مورد نظرش در این وزارت خانه با مقاومت سرسختانه وزیر مواجه شد .

تا جايي كه  حیدر مصلحی روز شنبه حسین عبدالهی معاون ستاد خود را که بسیار نزدیک به تیم مشایی است و روزنامه فتح شده ایران او را سرمایه ملی خوانده پس از مدت ها اختلاف عزل کرد بلافاصله پس از این اتفاق و با پی گیری شدید تیم مشایی رییس جمهور بدون هملاهنگی با رهبری حیدر مصلحی را احضار کرد و از او خواست استعفا بدهد مصلحی نیز این درخواست را پذیرفت پس از آن رییس جمهور در جلسه عصر یکشنبه دولت ضمن اعلام خبر ادغام وزارت نیرو و وزارت صنایع و بدون هرگونه مقدمه چینی اعلام کرد که از این به بعد آقای مصلحی نیز مشاور امور اطلاعاتی وی خواهد بود! برخی اخبار حکایت از این دارد که اعضای دولت از شنیدن این خبر شوکه شده اند و مصلحی هم دیگر ضرورتی به ادامه حضور در جلسه ندیده است.

یکشنبه شب رییس جمهور پیامی از رهبری دریافت می کند که ایشان با این اقدام مخالف است و مصلحی باید در سمت خود ابقا شود دقیقا در همین زمان یعنی موقعی که پیام رهبری به رییس جمهور رسیده بود و دولت از مخالفت رهبری با این اقدام آگاهی داشت با هدایت تیم مشایی برخی از سایت های نزدیک به دولت بویژه خبرگزاری ایرنا خبر استعفای مصلحی پذیرفته شدن آن از جانب رییس جمهور و انتصای وی به عنوان مشاور امور اطلاعاتی رییس جمهور را روی خروجی خود قرار دادند خبر ایرنا در ساعت 21:51 دقیقه روی خط رفته یعنی وقتی که قطعا پیام رهبری به ریاست جمهوری واصل شده بود جالب است که ایرنا در گزارشی که ساعت 2:25 پس از نیمه شب با عنوان شایعه سانسور و ادعاهای خلاف واقع ارکان سناریوهای تازه علیه دولت منتشر کرده تاکید می کند تا ساعات پایانی یکشنبه شب هیچ پیامی از رهبری مبنی بر مخالفت با این اقدام به دولت نرسیده بود با توجه به اینکه پیام رهبری در ساعات آغازین شب به رییس جمهور ابلاغ شده و ایرنا نیز در ارتباط مستمر با دفتر رییس جمهور است و قاعدتا از واصل شدن پیام رهبری مطلع شده این خبر را چگونه باید توجیه کرد؟ آیا دفتر رییس جمهور به ایرنا دروغ گفته است؟ یا اینکه ایرنا به مخاطبان خود دروغ گفته است؟

خوشمزه تر از این مقاله ای است که علی اکبر جوانفکر بخوانيد فدايي روی وبلاگ خود نوشت و ادعا کرد خبر مخالفت رهبری با عزل مصلحی جعلی و دروغی است که سناریو سازان علیه دولت ساخته اند این مطلب هم در ساعتی روی وبلاگ رفته که پیام رهبری به دولت ابلاغ شده بود.

 نکته جالب تر از همه اما این است که تیم مشایی با وجود اینکه دریافت پیام رهبری در حدود ساعت 20 یکشنبه شب تا ظهر روز 29  فروردین حاضر به پذیرش اینکه رهبری با این اقدام مخالفت کرده نبودند بهانه هم این بود که هیچ منبع رسمی وابسته به دفتر رهبری از جمله سایت ایشان این خبر را منتشر نکرده است! سوالی که در اینجا وجود دارد این است که چرا جریان مشایی پیام رسمی و مستقیم رهبری را ملاک عمل قرار نمی دهد و روی رسانه ای شدن دستورات خصوصی اصرار می ورزد؟!

به راستي آیا نامه روی میز آقای احمدی نژاد کافی نبود تا آقایان بپذیرند که رهبری با موضوعی مخالف است و آن را سناریو و توطئه نخوانند؟!

ظهور فرقه مشائيه:

در هفته نامه 9 دي 27 فروردين 89  به قلم پيام فضلي نژاد مي خوانيم كه يك دهه پيش آيت الله مصباح يزدي به خوديها پيرامون نفوذ غيرخوديها هشدار داد اما نگراني امروز او ازنفوذ ماسونها در جريان خودي است هر چند محور هر دو هشدار آيت الله به فاصله يك دهه ظهور قرائتهاي التقاطي ديني از اسلام سكولار و نسبي گرايي تا مكتب اسلام ايراني و ملي گرايي است هشدار آيت الله روشن است نزاع ميان اسلام آمريكايي با اسلام ناب محمدي ( با صورتي نوين و ماهيتي ثابت براي تجزيه دين این بار توسط فرقه مشائیه ادامه دارد و بنابر آموزههاي امام خميني(ره) نباید از اين دشوارترين جنگ عقيدتي ميان حق و باطل غافل بود براي همين آيتالله مصباح يزدي ميگويد: خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذيهايي است كه در بين خوديها در حال رشد هستند

مرگ گفتمان اصلاحات در ايران اما پايان تكاپوهاي ماسونها براي كودتاي ايدئولوژيك عليه انقلاب اسلامي نبود و صورتبندي اسلام آمريكايي در چهرهاي ديگر پديدار گشت سال 1386 به پیشنهاد مايكل لدين كارشناس ارشد CIA و نظريه پرداز يهودي موسسه امريكن اينترپرايز چاپ قرآن سکولار در دستور كار پنتاگون قرار گرفت يكسال بعد عبدالكريم سروش نيز از كنار كاخ سفيد برای مخدوش ساختن اصالت متن و مرجعيت قرآن وحي را به الهام و پيامبر را به شاعر تشبيه کرد و همان هنگام اكبر گنجي با انتشار رساله قرآن محمدي در راديو زمانه به ارائه تفسيري اومانيستي از اسلام پرداخت اما ناگهان در ايران نيز از درون دولت اصولگرا يك فرقه انحرافي موسوم به فرقه مشائيه ظهور كرد كه با اتكاء آشكار به تئوريهاي ريچارد فراي ايرانشناس فراماسون و عضو رسمي سازمان اطلاعات نظامي ايالات متحده از تريبونهاي رسمي به ترويج يك قرائت جديد از اسلام دست زد سلام ايراني و مكتب ايراني همان تفكري كه در كتاب عصر طلايي فرهنگ ايران به عنوان قرائتي رحماني از اسلام در ايران ستايش شده و روی دیگر سکه تجدیدنظرطلبی اسلامی و تجزیه طلبی دینی است.

تنها عملكرد سياسي فرقه مشائیه محل نقد و تأمل نيست وقتي سال 1388 عنصر اصلي اين فرقه در دولت بر اهداء جايزه حکمتانه بوعلي سينا به سيدحسين نصر كه از مبلغان اسلام آمريكايي و تصوف انحرافي در دانشگاه آمريكايي جرج واشنگتن است اصرار ميكند و سرانجام رييس دفتر فرح پهلوي در دهه 1350 به واسطه کوشش  اين دولتمرد دل ربوده از رياست محترم جمهوري براي فعاليتهاي برجسته همبستگي ساز دانش و معنويت در ارتقا کيفيت زندگي ستوده ميشود بايد از سطح يك بحث سياسي به درون يك مساله معرفتي رفت تبليغات فرقه مشائيه عین تفكر اومانیستي برخاسته از غرب سکولار است چنانكه اصليترين عنصر اين جريان حاشيه ساز در سخنرانيهاي خود گفت تعظيم به انسان برابر تعظيم به خداوند است و وعده خداشدن انسان را داد وعدهاي كه چهار قرن پيش در عصر موسوم به روشنگري فراماسونرهايي مانند اصحاب دايره المعارف فرانسه دادند و نتيجه آن جز فروپاشي اركان پروژه مدرنيته نبود.

 شعارهای تبليغاتي فرقه مشائیه نه تنها یادآور نقطه آغازین فلسفه اومانیستی و مشرب لیبرال سرمایه داری در غرب بلكه تداعيگر يك گفتمان ناقص الخلقه ماسوني است اين فرقه نوظهور اگرچه نه خاستگاه اصیل فلسفي و نه پتانسيل عمیق اجتماعي دارد اما نبايد مواجهه انتقادي با آن را صرفاً به سطح يك جدال سياسي تنزل داد و از خطر معرفتي آن براي اسلام ناب محمدي غفلت كرد اين هشدار تاريخي آيتالله محمدتقي مصباح يزدی به ما و دکتر محمود احمدی نژاد است رییس جمهوری که حضرت استاد مهمترین نقش را در دفاع از وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داشته است و اکنون نیز ایشان درباره خطر نفوذیها در دولت اصولگرا ميگويند: خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است.

 ما امروز بهتر و جامع تر می‌توانیم این جریان فکری و عملی را تحلیل کنیم چرا که فضا شفافتر شده و احمدی نژاد های رسمی و واقعی به صراحت حرف‌هایشان را می‌زنند امروز احمدی ‌نژادی‌های واقعی خودشان را اصولگرا نمی‌دانند مثل جناب آقای جوانفکر. احمدی‌نژادی‌های واقعی ولایتمداری را تقسیم‌بندی می‌کنند. احمدی ‌نژادی‌های واقعی بین احمدی ‌نژاد و مشایی فرقی قائل نیستند چرا که آنها هم بین خودشان فرقی قائل نیستند احمدی ‌نژادی واقعی به همه بدگمان است اعتقاد دارد که همه منحرف شده‌اند به مراجع و علمای دین احترام نمی‌گذارد نظر آنها را نمی‌پذیرد نگرانی آنها را کم اهمیت می‌داند آنها را بی‌بصیرت می‌داند.

 کسی که بت درون را نشکند چگونه ادعای شکستن بت ها را می کند و کسی که آنقدرها بزرگ نیست که به چشم آید چرا اینقدر اصرار می کند که او را بزرگ بشمارند اول به خود يادآور مي شوم و بعد به رفقا نصیحت می کنم که با طناب پوسیده عده ای به چاه نروند وای بر ما و وای بر نفس ما و غرور ما

باید منتظر بود و دید که با سکوت تامل برانگیز آقای رئیس جمهور در قبال مرد پرحاشیه دولت این جریان به کدام مسیر پیش خواهد رفت.
و سخن آخر اینکه همه ما در هر مقام و سمتی که هستیم احتمال لغزش برایمان
وجود دارد. مهاجرانی ها و کدویوها و سروش ها هم از همین راهها عبور کرده اند.

                                                                                     

[ شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 7:2 ] [ داریوش احمد رضا بهمنیار ]

درباره وبلاگ

سی و شش سال قبل امام خمینی (رضوان الله تعالی) از میان ما رفت ما مردم ایران با شکوهی بزرگ و بی نظیر او را تشییع کردیم و به خاک سپردیم ولی این اندوهی بزرگ بر دل هایمان برجای گذاشت اندوهی برای ما و شادی برای او، چرا که مرگ حق است و بازگشت به سوی پروردگار، اما ما مردم ایران مومن ترین بنده خدا در زمان معاصر را از دست دادیم.
همه ما روزی از این دنیا خواهیم رفت و بیشتر گناهان ما از آنجاست که این واقعیت بزرگ یعنی مرگ را فراموش می کنیم هزاران انسان از اول پیدایش آمدند که حال نشانی از آنان نیست برخی انسان ها به راه راست هدایت یافتند و برخی نه، چند صباحی دیگر قطعا هیچکدام از ما نیز در این دنیا نخواهیم ماند و به سرای دیگر خواهیم رفت پس باید بکوشیم در کار نیک که تنها چیزیست که با خود خواهیم برد و از تاریخ عبرت بگیریم که کسانی که از گذشتگان خود پند نگیرند خود عبرت دیگران خواهند شد.
این که بر رفتن امام راحل بگرییم موجه است اما این تمام دِینِ امام راحل بر گردن ما نیست بلکه تداوم و ماندن در راه او که راه خداست اصل است اینک حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) رهبر عظیم الشأن مسلمانان جهان و جانشین امام راحل، راه او را که همان راه خداست را ادامه می دهند و مسلمانان همه عالم را بر زمین سرافراز خواهند ساخت تا نظام جمهوری اسلامی به عنوان یادگاری در تاریخ بشر از حکومت مقتدر الهی بر زمین باقی بماند.
باید راه واقعی امام راحل را ادامه داد امامی که خود را در محضر خدا می دید استقلال و منیَتی نه برای خود و نه برای دشمنان خدا نمی دید برای کدخداها کمترین حیثیتی قائل نبود لذا نه می ترسید، نه مأیوس می شد و نه هرگز دچار غرور می گشت، امام می گفت مسلمانان یک هدف مشترک دارند که می توانند با هم به آن هدف برسند امام به جهانیان فهماند که تنها اسلام است که مايه سعادت بشر است و پيروزي واقعی وقتي است كه اسلام با همه ابعاد و احكامش در ايران پياده شود و پيروزی نهايی زمانی است كه اسلام در همه اقطار عالم حكومت كند.
نواي وبلاگ
طراح قالب

لوگوي حمايتي

امکانات وب